"یادداشتی بر مقاله تکنولوژی ارتباطات"
در علوم ارتباطاتِ مدرن، «تفکر» محصولی ثانویه و برخاسته از شبکههای اجتماعی و ابزارهای رسانهای تعریف میشود؛ رویکردی که انسان را به «ماشینِ دریافتکننده» تقلیل میدهد. شهید آوینی در این متن با نقد این انگارهی پوزیتیویستی، دو نکتهی کلیدی را برجسته میکند:
۱. تفکیکِ «ارتباط» از «تعقل»: آوینی تعقل را از لوازم ذاتی روح مجرد انسان میداند، نه دستاوردِ شهرنشینی یا محصولِ تمدن. از این منظر، رسانههای جهانی با تکیه بر «اعتبارات وهمی»، نوعی جبرِ رسانهای ایجاد کردهاند که میکوشد حقیقت را در احکام تمدنِ مادی محصور کند.
۲. انقلاب اسلامی؛ نمونهی نقضِ جبرِ رسانهای: وقوع انقلاب اسلامی در عصرِ سلطهی رسانههای جهانی، بزرگترین شاهد بر ناتوانیِ نظریاتِ ارتباطیِ رایج در تبیینِ تاریخ است. این پدیده اثبات میکند که «فطرتِ الهی» (ناس)، همواره فراتر از تعیناتِ تمدنی و ساختارهای رسانهای عمل کرده و سرچشمهی تغییراتِ بنیادین است.
علمِ ارتباطاتِ موجود، در دامِ «خودبنیادیِ تمدن غرب» گرفتار شده است. برای برونرفت از این بنبست، باید از «مهندسیِ ذهن» به سمتِ «تذکرِ فطرت» حرکت کرد. تکیه بر «اُمی بودن» پیامبر اکرم (ص) در قرآن، برای ما یک هشدارِ معرفتی است: حقیقت، نه در انحصارِ متونِ اجتماعی و شبکههای تمدنی، که در عمقِ روحِ انسانِ متعالی نهفته است.
✍🏻سارا پوشیده
#هم_قدم_با_آوینی
#رسانه_و_علومانسانی
🆔@bsj_ertebatat
Post #1739
129
- ❤ 4