«با اعتقاد بگو: لعنت بر آنکه نرخ برای سرت گذاشت!»
اینجا دقیقاً همان جایی است که احساسات جای فقه را میگیرد!
اگر منظورتان این است که شخصی را بهطور معیّن لعنت کنید، سؤال ساده است:
این شخص کیست؟
و از کجا ثابت شده که شرعاً مصداقی است که لعن او جایز است؟
در فقه شیعه، لعن یک مؤمن جایز نیست؛ آیتالله سیستانی صریحاً مینویسد:
«لعن مؤمن، حرام است» و این حکم، بنابر احتیاط واجب، حتی مؤمنی را که مرتکب برخی گناهان شده نیز شامل میشود.
البته مواردی وجود دارد که خودِ شرع، لعن را درباره عنوان یا شخصی تجویز کرده است؛ مثلاً در استفتای صریحی آمده که لعن شرابخوارِ متجاهر، به دلیل لعن او در روایت نبوی، جایز است.
پس هر کسی نمیتواند با ساختن یک عنوان احساسی، حکم لعن را به یک فرد یا افرادی سرایت بدهد.
«آنکه نرخ برای سرت گذاشت» آیا حکم شرعی برای لعن آن آمده است، یا خیر؟
باید اصل ماجرا و مصداق آن ثابت شود؛ اگر یک شخص معیّن است، باید هویت و شرایط او احراز شود؛ و اگر قرار است حکم شرعیِ لعن درباره او صادر شود، نمیتوان صرفاً با هیجان منبر گفت:
«با اعتقاد بگو!»
برادر عزیز!
در مکتب اهلبیت، اعتقاد بدون دلیل کافی نیست؛ عبادت هم باید مطابق شرع باشد.
لعن، دشنام شخصی نیست که هر وقت احساساتمان تحریک شد، برای هر کسی به کار ببریم.
اگر دلیلی داری، دلیل بیاور؛ اگر روایت داری، سند بیاور؛ اگر حکم فقهی داری، فتوای فقیه بیاور.
چون در تشیع،
«با اعتقاد بگو» جای «با دلیل بگو» را نمیگیرد!
#مطالب_بی_سند
@BotShenasi
Post #15996
2.42K