🗯 دفاع بد، از شبهه بدتر است!
بعد از شبههای که درباره حکومت امیرالمؤمنین علیهالسلام مطرح شد، عدهای به جای پاسخ علمی، دفاعی کردند که گاهی از خود شبهه خطرناکتر بود.
یک اصل ساده را باید فهمید:
شبهه با تهدید، فحاشی، حمله و برخورد فیزیکی پاسخ داده نمیشود؛ با سند پاسخ داده میشود.
اگر کسی درباره حکومت علوی ادعایی تاریخی مطرح میکند، باید همان ادعا را با منبع تاریخی و روایی بررسی کرد؛ نه اینکه با برخورد عصبی، این تصور را ایجاد کنیم که پاسخی برای شبهه وجود ندارد.
اکنون چند ادعای اصلی را بررسی کنیم.
۱️⃣ «حکومت امیرالمؤمنین محبوب نبود!»
قبل از این ادعا باید یک سؤال تاریخی پرسید:
حضرت چگونه به حکومت رسید؟
امیرالمؤمنین علیهالسلام در نامهای که در منابع اسلامی نقل شده، درباره بیعت مردم با خود میفرماید:
««وَبَايَعَنِي النَّاسُ غَيْرَ مُسْتَكْرَهِينَ وَلَا مُجْبَرِينَ، بَلْ طَائِعِينَ مُخَيَّرِينَ.»»
یعنی:
«مردم با من بیعت کردند، در حالی که نه مجبور بودند و نه اکراه شده بودند؛ بلکه با اختیار و رغبت بیعت کردند.»
📚 نهج البلاغة، نامه ۱؛ در برخی چاپها ص ۳۶۳. همین مضمون در نهج السعادة، ج ۴، ص ۶۵ نیز آمده است.
این البته به معنای ادعای «محبوبیت صددرصدی در تمام قلمرو» نیست؛ چنین ادعایی تاریخی نیست.
اما ادعای اینکه حضرت اساساً مورد استقبال مردم نبود نیز با گزارشهای تاریخی سازگار نیست.
حتی در العقد الفريد، از منابع مشهور اهلسنت، گزارش شده که پس از کشته شدن عثمان، مردم برای بیعت با امیرالمومنین اجتماع کردند و امیرالمومنین ابتدا از پذیرش خلافت امتناع میکرد و میگفت وزیر بودن برای او بهتر از امیر بودن است؛ سپس مردم بر بیعت اصرار کردند.
پس مسئله روشن است:
حکومت علوی با یک کودتای شخصی یا تصاحب مخفیانه قدرت آغاز نشد؛ با بیعت عمومی شکل گرفت.
اما این تمام ماجرا نیست.
۲️⃣ چرا عدهای با حکومت امیرالمومنین مشکل پیدا کردند؟
اینجا باید سراغ مهمترین تغییر حکومت علوی برویم:
«مساوات در بیتالمال»
امیرالمؤمنین علیهالسلام حاضر نشد برای خریدن رضایت اشراف و صاحبان نفوذ، از بیتالمال هزینه کند.
حضرت در نهجالبلاغه، وقتی به خاطر مساوی کردن عطایا مورد اعتراض قرار گرفت، فرمود:
««أَتَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ؟وَاللَّهِ لَا أَطُورُ بِهِ مَا سَمَرَ سَمِيرٌ...
لَوْ كَانَ الْمَالُ لِي لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُمْ، فَكَيْفَ وَإِنَّمَا الْمَالُ مَالُ اللَّهِ.»»
و سپس:
««أَلَا وَإِنَّ إِعْطَاءَ الْمَالِ فِي غَيْرِ حَقِّهِ تَبْذِيرٌ وَإِسْرَافٌ.»»
یعنی:
«آیا از من میخواهید با ستم بر کسانی که بر آنان حکومت دارم، پیروزی به دست آورم؟... اگر این مال، مال شخصی من بود، میان آنان به مساوات تقسیم میکردم؛ پس چگونه چنین نکنم در حالی که مال، مال خداست؟... آگاه باشید که دادن مال در غیر جای خود، تبذیر و اسراف است.»
📚 نهج البلاغة، خطبه ۱۲۶؛ در برخی چاپها ج ۲، ص ۶.
این فقط یک گزارش شیعی نیست.
در منابع اهلسنت نیز اصل مساوات امیرالمومنین علیه السلام در عطا گزارش شده است. شافعی مینویسد:
««وَسَوَّى عَلِيٌّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ بَيْنَ النَّاسِ، فَلَمْ يُفَضِّلْ أَحَدًا عَلَى أَحَدٍ، وَهَذَا الَّذِي أَخْتَارُ.»»
📚 الشافعي، الأم، ج ۴، ص ۱۶۲–۱۶۳؛ نیز البيهقي، السنن الكبرى، ج ۶، ص ۵۶۷.
و در گزارش دیگری از بیهقی آمده است که زنی عرب در برابر زنی از موالی قرار گرفت و علی علیهالسلام به هر دو سهمی برابر داد و وقتی زن عرب به تفاوت نژاد اعتراض کرد، حضرت پاسخ داد:
««إِنِّي نَظَرْتُ فِي كِتَابِ اللَّهِ، فَلَمْ أَرَ فِيهِ فَضْلًا لِوَلَدِ إِسْمَاعِيلَ عَلَى وَلَدِ إِسْحَاقَ.»»
📚 البيهقي، السنن الكبرى، ج ۶، ص ۵۶۷.
بنابراین اگر کسی میگوید:
«پس چرا بعضی از ویژه خواران با حکومت امیرالمومنین مخالفت کردند؟»
پاسخ باید بررسی شود، نه انکار.
یکی از عوامل مهم، برهم خوردن نظام امتیازات مالی و اجتماعی بود.
حکومتی که حاضر نیست برای خریدن حمایت سیاسی، امتیاز مالی بدهد، طبیعی است که با صاحبان امتیازات قبلی دچار اصطکاک شود.
۳️⃣ آیا امیرالمومنین علیهالسلام برای حفظ قدرت، حاضر به تبعیض شد؟
خیر.
این دقیقاً یکی از نقاط قوت مستند حکومت علوی است.
در نهجالبلاغه، حضرت میفرماید:
««أَتَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ...»»
آیا میخواهید با ظلم، حکومت خود را تثبیت کنم؟
و پاسخ حضرت روشن بود:«لا»
حتی اگر دادن امتیاز مالی باعث تقویت حکومت میشد، حضرت حاضر نبود عدالت را قربانی حفظ قدرت کند.
این نکته را میتوان با یکی از اصول قرآن مقایسه کرد:
««إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ»»
📖 سوره نحل، آیه ۹۰.
««وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ»»
📖 سوره مائده، آیه ۸.
#حکومت_علوی
@BotShenasi
Post #15962
2.81K