hard for someone
یعنی: برای کسی سخت بودن، معمولاً از نظر انجام دادن، تحمل کردن یا کنار آمدن با چیزی.
• Learning English is hard for me.
یادگیری انگلیسی برای من سخت است.
• This decision is hard for her.
این تصمیم برای او سخت است.
hard on someone
بیشتر یعنی چیزی فشار، آسیب یا اثر منفی روی کسی میگذارد.
• Divorce is hard on children.
طلاق روی بچهها تأثیر منفی و سختی میگذارد.
• The divorce was hard on him.
طلاق فشار زیادی به او وارد کرد.
تفاوت خیلی ساده:
hard for = سخت برای انجام دادن/تحمل کردن
hard on = فشار یا تأثیر منفی روی شخص
مثلاً:
English is hard for me.
انگلیسی برای من سخت است.
Stress is hard on me.
استرس فشار زیادی روی من میگذارد.
@bookfc
Post #6682
245
- ❤ 6
- 👏 1