Sulk /sʌlk/
یعنی با ناراحتی و دلخوری گوشهگیر شدن و عمداً کمحرف یا بیحرف بودن؛ معمولاً حالت کودکانه یا لوسگونه هم میتواند داشته باشد.
He’s sulking.
قهر کرده و توی خودش رفته.
Stop sulking!
بس کن دیگه، قهر نکن!
She’s been sulking all day.
تمام روز قهر کرده و اخمو بوده.
Why are you sulking?
چرا قهر کردی؟
📌 Sulk هم فعل است و هم اسم:
He’s in a sulk.
قهر کرده / توی حالت قهره.
Don’t sulk.
قهر نکن.
@bookfc
Post #6655
288
- 👍 6
- ❤ 5