شرح حال...
سرم بازارِ مسگرهاست
دلم در چنگِ بربرهاست
چنان با خود گلاویزم
درونم جنگ زرگرهاست
نه میلی به سخن دارم
نه مشتاقم به خاموشی
که روحِ جان پریشانم
بلاتکلیفِ باورهاست
تظاهر میکنم خوبم
ولی از روی ناچاری
که جانم تنگهای زخمی
به غمگینیِ بندرهاست
جنون در کاسهی مغزم
چو سیر و سرکه میجوشد
#با_هم_بشنویم
@book_tips 🐞🎶
Post #35638
368