هر روز نشانهها را برای خودم جمع میکنم، برای دوام آوردن
انگار کیسهایی دوخته باشم تا تمام آنچه را که میتواند«نور»باشد بریزم درون آن.
از صبح آغاز میشود، خوردن مربای هویج مادر، دیدن درخت انار حیاط، دم کردن چای بعد از پیادهروی صبح، "یاد تو"،
هرکدام از این نشانهها چراغِ کوچک چشمکزنی هستن که شبها برایم ریسه میشوند و درونم را روشن میکنند.
یاد گرفتم مثل سهراب، قدر چیزها رو بدونم،
قدرِ تو، قدر آسمون، قدرِ نور، قدر درخت، هوا، بارون....
@book_tips 🐞
Post #35461
1.2K
- ❤ 14
- 👍 7
- 👌 2