وقتی به تو رسیدم که دیگر دیر شده بود؛
وقتی که پرنده از سرم پریده بود
و شانههای احساسم را تکانده بودم و
پاشنۀ کفشهای آهنی را کشیده بودم
که دیگر زن نباشم
حیف باشد...
همۀ گنجشکها در سرمایی اینچنین میمیرند
و زمستان عین خیالش هم نیست
که کدام گنجشک
در کدام لانه
مرده است
بهار هم میآید
که لباس زیبا به تن دردها بپوشاند.
#حنانه_مهری
همۀ شعرهایم بهانه است - نشر واج
@Booef
Post #55248
379

- ❤ 1