👓 قسمت حضور لی جونیونگ در You Quiz رو دیدی؟
🐶 آره، حتی اون تیکهای که جواب مسابقه رو درست داد روهم دیدم.
👓 خب، اون در واقع به خاطر تو بود که تونست جواب رو درست بده!
🐶 راستش، من فقط همینطوری گذری گفتم و اصلاً فکر نمیکردم واقعاً یادش بمونه. حتی جواب رو هم درست داد، واسه همین خیلی بهش افتخار کردم.
👓 خب، الان جونیونگ داره دوران خدمت نظامیشو با تمام توان میگذرونه، اما قبل از اینکه بره چیزی بهش گفتی؟
🐶 چون میدونم چه حسی داره، فقط سکوت کردم.
👓 چیزی بهش نگفتی؟
🐶 آره، چون اگه شروع میکردم به گفتن چیزهایی مثل «سربازی اینطوریه یا اونطوری»، ممکنه فقط بهش فشار بیاره و اوضاع رو بدتر کنه.
👓 نگران بودی که بهش فشار بیاری.
🐶 واسه همین فقط گفتم راحت باش و از پسش بربیای.
👓 خب، اما میدونی اخیراً این حرفها پیچیده که جونیونگ توی پادگان خیلی لبخند میزنه. همچین شایعهای شنیده شده.
🐶 آه، واقعاً؟ یعنی اونجا هم مدام داره لبخند میزنه... هوم؟
👓 وای! این چه جواب دادنی بود!
🐶 نه، منظورم اینه که واقعاً اتفاق خوبیه!
👓 آه، واقعاً؟ ولی لحنت یه جوری بود که انگار میگفتی: «صبر کن ببینم! مگه میشه اونجا با لبخند راه رفت؟!»
Post #9043
239
Forwarded from ḃlu chat | ربات ناشناس
- ❤ 15