*سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز*
*مرده آنست که نامش به نکویی نبرند*
برگزاری مراسم بزرگداشت و پاسداشت انسان های بزرگ ، کاری بسیار نیک و پسندیده می باشد ، اما انسان های بزرگ و مفید و مردمی چه با مراسم و چه بدون مراسم بزرگ و ارجمند بوده و هستند . چنانچه خواسته باشیم از روی عدل و انصاف سخن به میان آوریم یکی از آنانی که الحق بزرگ بوده و نامش بزرگ هست و نام نیکش بزرگ خواهد ماند ، همشهری کم نظیر و دوست شفیق ما شادروان *جناب آقای دکتر سید محمد بیطرف* می باشد.
هر چه در وصف محاسن وی و در تعریف از آثار نیک و یادگارهای متعددی که در شهرما بجا گذاشته اند بگوییم ، نمی توان حق مطلب را ادا کرد . اما به دلیل ارتباط حرفه ای که با آن بزرگوار بلحاظ منصب من و کسوت وکالت ایشان از سال ۱۳۶۳ تا ۱۳۷۴ برقرار بود چند ویژگی والای انسانی و اخلاقی وی را به عنوان ادای احترام به وی و خانواده گرانقدرش یادآور می شوم ، شاید سرمشقی نیز باشد برای نسل جوان و آیندگان شغل شریف وکالت :
اول_ دکتر به معنای واقعی به *قسم نامه* وکالت پایبند بودند و در تمامی گفتار و رفتار به عالی ترین مرتبه به آن عمل می نمودند .
در قسم نامه وکالت آمده است : (در این موقع که می خواهم به شغل شریف وکالت نائل شوم بخداوند قادر متعال قسم یاد می کنم که همیشه قوانین و نظامات را محترم شمرده و جز عدالت و احقاق حق منظوری نداشته و بر خلاف شرافت ، قضاوت و وکالت اقدام و اظهاری ننمایم)
در دوره ای بیش از دهسال که در دادگستری شاهرود اشتغال داشتم شاهد وکالت آن مرد بزرگ بودم که بلحاظ باور و ایمان قلبی اش به *احقاق حق و اجرای عدالت* فقط به قبول شکایت ها و دعاویی که در موضع *حق* قرار داشتند ، اهتمام می ورزیدند و به همین خاطر نیز اکثر قریب به اتفاق پرونده هایش با نتیجه مثبت به نفع موکلانش خاتمه می یافت .
دوم _ در قسم نامه ی وکالت ، متقاضیان این حرفه ی شریف و ارزشمند سوگند یاد می کنند : ( ...نسبت به اشخاص و مقامات قضایی و اداری و همکاران و اصحاب دعوی رعایت احترام را بنمایم )
بیاد دارم : شادروان دکتر بیطرف با لبخندی که همیشه بر لب داشت و چهره گشاده اش نتنها حرمت مقامات و همکاران و اصحاب دعوی را پاس می داشت بلکه برای همه افرادی که در مسیر زندگی اش قرار می گرفتند با فروتنی و مهربانی برخورد می کرندد و به همین جهت هم در جامعه حقوقی شاهرود : مانند دادگستری ، کمسیون های متعدد قضایی و اداری و...هم در قلب های مردم شاهرود محبوبیت داشتند .
سوم_ سالیان متمادی وکالت شهرداری شاهرود را عهده دار بودند ولی این وکالت مانع آن نبود که حقوق همشهریان خود را نادیده انگارند ، پیوسته به گونه ای عمل می کردند که توافق بین شهرداری و شهروندان صورت گیرد تا آبادانی شهر و حقوق مردم آسیب نبیند .
چهارم _ در بیش از دهسالی که در دو کسوت جداگانه با هم سروکار داشتیم ، حتی برای یکبار ، تاکید می کنم حتی برای یکبار با وجود رفاقت و صمیمت بین ما ، توقع مساعدت به موکلانش را مطرح ننمودند و صرفا انتظار احقاق حق و اجرای عدالت بر اساس قانون را داشتند ، از اینرو در موارد نادری که رایی علیه موکلش صادر می شد ، هرگز دچار کدورت نمی گردیدند و گفتار و رفتار محترمانه اشان تغییر نمی کرد.
پنجم_ دکتر به مصداق نام خانوادگی اشان در تمام امور و مسائل جز طرفداری از حق و عدالت ، واقعا *بیطرف* بود ، و همین خصصیه ناب باعث شد که نتنها در تاریخ شهرمان نامش و یادش به عنوان بزرگمردی قابل اکرام و احترام ثبت گردد بلکه به عضوی کارآمد و خوشنام در هیات امنای کانون فارغ التحصیلان تمام دوران دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران انتخاب گردند و حداقل سالی یکبار نام نیکش در تالار استاد دکتر ناصر کاتوزیان (اتاق ۳۱۵دانشکده حقوق) طنین افکن شود.
اگر بخواهم از نیکی ها و خاطرات شخصی ام در این باره و سایر زمینه ها بگویم ، مصداق مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد . از شما عزیزان استدعا دارم *خود بخوانید حدیث مفصل ازین مجمل*
روحش شاد و یادش گرامی باد
محمد رضا وکیلیان
تهران ۱۴۰۴/۱۰/۳
Post #953
386
- ❤ 6
- 👌 1