وطنپرستی حقیقی
در کشور ما یک نوع وطنپرستی کاذب هم دیده میشود (یا به وجود آوردهاند) و گاهی به صورت نوعی خودپسندی ملی جلوهگر شده است. وطنپرستی حقیقی آن است که هرکس عیبهای ملت و کشور خود را بداند و به قصد اصلاح بازگوید نه بهمنظور ایجاد عقدۀ حقارت. اما همانقدر که عقدۀ حقارت بد است، عقدۀ خودستایی و خودبزرگنمایی بیجا هم که اغفالکننده و خوابآلودکنندۀ ملت است بد میباشد. وطنپرست گاهی در نظرها آنچنان کسی است که از هر چیز در ایران است تعریف کند و همهچیز کشور را مهمتر از هر جای دیگر بداند. غالباً میشنویم و در جراید میخوانیم بزرگترین کارخانه یا بزرگترین سد یا بزرگترین ... را در دنیا یا خاورمیانه داریم، درصورتیکه اگر با دقت رسیدگی کنیم شاید چنین نباشد. ما باید در این قبیل امور همان روشی را پیش بگیریم که ملل بزرگ دنیا دارند نه نودولتان ... معتقدم که باید با سیاست استعماری در ادبیات مبارزه کرد. باید تا سرحد امکان و با اندازهگیری عاقلانه همۀ حقایق را گفت و نوشت تا معایب و نقائص رفع و اصلاح شود. در عین حال باید ملت را به گذشتۀ افتخارآمیز خود متوجه کرد و به آیندۀ امیدبخش نه یأسانگیز نوید داد، اما نه به نحو مبالغتآمیز و بر خلاف حقیقت.
[گنجینۀ مقالات، دکتر محمود افشار، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۰، ج ۱، ص ۵۰]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
Post #794
915