این جستارِ کوتاهِ ارجمند، نوشتۀ استادِ ادیب، جویا جهانبخشِ عزیز است.
یکی از نکاتی که در درسگفتارهای شاهنامۀ شاهرود پیوسته گوشزد میکردم این بود که آنچه میخوانیم روایتی است که از چند دهلیز، گذشته است. بهویژه از میان این دهلیزها یکی تاریخنویسی رسمیِ ساسانیان است که میتوانیم تصوّر کنیم چگونه حوادث مختلف را از صافیهای ایدئولوژی زردشتیِ رسمی و نیز نظام سیاسی (سلطنتِ ساسانی) عبور میدادند و آنها را به گونهای که مطابقِ میل و منفعت دستگاه حاکم (دینی و سیاسی) بود، گزارش میکردند. دهلیزِ دیگر، دهلیزِ ذهن مورّخانِ مسلمان بود که البته در مواردی اندک، نگاهی انتقادی به تاریخِ ساسانی داشتند امّا اغلب، ناچار، تاریخ را چنان که ثبت شده بود، در آثار خود بازتاباندند.
و دهلیزِ دیگر، جانِ خِرَد-تراز فرزانۀ توس، فردوسیِ بزرگ که این میراثِ بزرگ را از صافی جانِ روشنبهنورِ خِرَد و انصافِ خویش گذرانده و البته دهلیزهایی دیگر...
به هر روی، این سخنان من موجب میشد در ذهن و بر زبانِ برخی مخاطبان این پرسش پدید آید که آیا روایتِ ملّی ما دروغ است؟
و من باید توضیح میدادم که تاریخ و آنهم تاریخِ رسمی چه اندازه و چگونه میتواند وقایع را چنان که روی داده ببیند و روایت کند. و روایت ملّی ما یکسره در سیطره و چنگال آن تاریخ رسمی نیست و نمانده است و حتی شاید در بخشها و مواردی، از زاویهای مخالف نگاه تاریخ رسمی، گفته شده و...
و به نظرم این پاسخ و پاسخهای مشابه عدهای را که ناآشناتر بودند و پاسخهای قاطع و صریح میخواستند، چندان راضی نمیکرد.
در نهایت من باز، پیوسته میگفتم که دوستان، ما مردم خوشبختی هستیم. کمتر ملّتی در جهان هست که شناسنامهای چنین ارزشمند و مایۀ مباهات داشته باشد. همین شناسنامۀ از هفت دهلیز گذشته آنچنان آبرومند و قابل دفاع هست که ما بدان بنازیم و قدر آن را بشناسیم و درک کنیم.
یادداشت استاد عزیز جویا جهانبخش، تفسیری بهآیین و ارزشمند و پیرایۀ خرد و انصاف است از جملهای از جملات محمدعلی فروغی (ذکاءالملک) که گفته است: «فردوسی، قباله و سند نجابت ملّت ایران را تنظیم فرموده».
جناب جهانبخش نجابت را نژادگی و بااصل و نسب بودن درک و گزارش فرمودهاند که انصافاً درکی شایسته و دقیق است.
همچنین ایشان به حسرت خوردن مصطفی کمال آتاتُرک، بنیانگذار ترکیۀ جدید نسبت به این شناسنامۀ هویت، اشاره کردهاند.
دوستانی که در درسگفتارهای شاهنامه شرکت داشتند به خاطر دارند که ما چگونه به طنز و طعنه و درد-خنده از تاریخسازی کُرهایها (کُره جنوبی) و ساختن انواع «جومونگ-پومونگها» سخن میگفتیم و پیوسته جوش میخوردیم که چرا ملّتی آنچه را ندارد، تصویر میکند و میفروشد و ملّتی دیگر (ما) قدر آنچه را دارد، نمیداند و آن را فراموش میکند؟!
یاد باد آن روزگاران یاد باد!
Post #109
58
Forwarded from درسگفتارهای شاهنامهٔ شاهرود