"" اندیشه ات جایی رود ، وانگه تو را آنجا کشد. "" مولانا
با آگاهی از این موضوع که فرمانبرها مجبورن برده باشند
کاراکتر های مرد را در چند داستان زير با هم بررسی می کنیم تا دریابیم عملکرد مردان (چه تخریب گر چه هدایتگر ) در عرصه خانواده چگونه زنان را به قهرمانانیبزرگ وتوانمند یا شکست خوردگانی اندوهناک تبدیل کرده اند در واقع نشان بدهیم که در مطالعات جنسیتی و نقدادبی ما از این داستانها، مردان با قدرت ،ثروت، محبت و دانایی فضا را به گونه ای تنگ یا آزاد کردند که زنان فقط نقش بازی کردند یا زنان را واداشتند که خودشان باشند و به سمت خودشکوفایی ومعنای وجودیشان بروند .
این کتابها و مقایسه آنها نشان می دهد که گاه مستقیم مثل جای خالی سلوچ ، گرگ بیابانها ،خانه عروسک ،اوسنه بابا سبحان ، سووشون ... گاه غیر مستقیم مثل رمان چشمهایش وبرادران کارامازوف و گرگ بیابانها چگونه واکنش زنان در زندگی بعد ازهمسران ، حاصل نوعی فرمانبری محض از قوانین وهنجارهای اجتماعی و خانوادگی است یا نوعی خودپروری که حاصل فرایند استقلال طلبی در گذار از سنتها و چالش های هویتی است مثلا در برادران کارامازوف مردان رمان با ایجاد بحران های روانی ( گروشنکا ،کاترینا ) زنان را به سمت فرو پاشی هل می دهند .
برای جلسه آینده کتابخوانی با موافقت دوستان مدل های مختلف مردان بررسی شود تا درک عمیق و واقعی تری از شخصیت مردان رمان های مورد مطالعه داشته باشیم واین کار از طریق مقایسه و ادبیات تطبیقی میسر است.
جای خالی سلوچ = سلوچ
سووشون = یوسف
اوسنه بابا سبحان=غلام
چشمهایش =استاد ماکان
خانه عروسک=توروالدهلمر
برادران کارامازوف = پدر خانواده فئودور کارامازوف
Post #1032
703
Forwarded from Mohammad Mottahedi
- ❤ 1
- 👎 1
- 👌 1