🤩🇦🇷| محلهای که توز در آن بزرگ شد، اسم اصلیاش «اِخِرسیتو دِ لوس آندِس» بود؛ مجموعهای از ساختمانهای مسکونی در حاشیه بوئنوسآیرس که خیلی از خانوادههای کمدرآمد به آنجا منتقل شده بودند. بعدها یک خبرنگار هنگام گزارش از تیراندازی در محله، اسم «فوئرته آپاچه» را روی آن گذاشت و همین نام ماند. برای خیلیها بیرون از محله، فوئرته آپاچه فقط یادآور جرم، مواد مخدر و خشونت بود؛ اما پشت پنجرههای آن ساختمانها، خانوادهها کار میکردند، بچهها به مدرسه میرفتند و در زمین کوچک باشگاه سانتا کلارا فوتبال بازی میکردند. سالها بعد بعضی از ساکنانش گفتند از قضاوت دیگران آنقدر خسته شدهاند که حتی گفتن آدرس محل زندگیشان موقع پیدا کردن کار برایشان سخت شده.
کارلوس سال 1984 همانجا به دنیا آمد؛ آن موقع هنوز «کارلوس مارتینس» بود. پدرِ بیولوژیکیاش پیش از تولد او از دنیا رفت و مادرش، فابیانا، بهخاطر مشکلاتی که داشت نتوانست بزرگش کند. خالهاش آدریانا و همسرش، سِگوندو توز، او را به خانه بردند. کارلوس به آدریانا میگفت مادر و به سگوندو، پدر. سالها بعد هم رابطهاش را با فابیانا از نو ساخت؛ قصه خانوادهاش به یک «ترک شدن» ساده خلاصه نمیشد.🔵سگوندو بنّا بود و همیشه کار پیدا نمیکرد. توز از روزهایی گفته که پولِ خانه کم بود، اما پدر و مادرش هر کاری میکردند تا بچهها گرسنه نمانند. خودش هم در کودکی بر اثر ریختن آب جوش سوخت؛ ردِ آن سوختگی از کنار صورت تا گردن و سینهاش ماند. بعدها فرصت داشت جراحی کند و جایش را کمتر کند، ولی نخواست.
- میگفت وقتی آن ردها را میبیند، یادش میافتد از کجا آمده و چه کسی است.
🔵در خیابانهای فوئرته آپاچه، توپ همیشه دوروبر کارلوس بود. اول در سانتا کلارا بازی کرد و بعد به تیمهای پایه آلبویز رسید. توز بعدها از محلهاش فقط با ترس حرف نزد؛ میگفت بچههای بزرگتر مراقبش بودند و برای سگوندو، که صبح تا شب کار میکرد، احترام قائل بودند. این هم بخشی از فرهنگ همان محله بود: آدمهایی که با وجود سختی زندگی، هوای هم را داشتند.
🔵یکی از نزدیکترین دوستهای کارلوس، داریو «کابانیاس» کورونل، همیشه کنارش فوتبال بازی میکرد. خود توز میگفت داریو از او هم بهتر بود. هر دو از همان زمینهای محلی شروع کردند، اما راهشان یکی نماند؛ کارلوس به فوتبال حرفهای نزدیکتر شد و داریو، بعد از چند تجربه در تیمهای پایه، نتوانست آن مسیر را ادامه بدهد. او در 17 سالگی، پس از تعقیب پلیس، به زندگی خودش پایان داد.😞😞
◉ توز تازه از جام جهانی زیر 17 سال برگشته بود که خبر مرگ دوستش را شنید.
دو پسربچه از یک محله و یک زمین فوتبال؛ یکی داشت به بوکا جونیورز میرسید، دیگری دیگر نبود که ادامه داستان را ببیند.
🔵توز سالها بعد، وقتی از بچههایی گفت که در کودکی مراقبش بودند، گفت بیشترشان حالا مردهاند. با این حال هیچوقت دوست نداشت تمام مردم فوئرته آپاچه را با سرنوشت تلخ چند نفر تعریف کنند.
🔵کارلوس در نوجوانی به بوکا رفت و نام خانوادگی سگوندو را گرفت؛ همان مردی که بزرگش کرده بود. سال 2001 برای تیم اصلی بوکا بازی کرد و در 2003 با تیمی که از کودکی دوستش داشت، قهرمان کوپا لیبرتادورس شد. بعد نوبت کورینتیانس، وستهم و منچستریونایتد رسید.
🤩🤩 | کنار رونالدو و رونی لیگ قهرمانان اروپا را برد. با منچسترسیتی قهرمان لیگ برتر شد، برای یوونتوس بازی کرد و باز هم به بوکا برگشت. پسری که از بیرون محلهاش را با یک اسم ترسناک میشناختند، هرجا رفت خودش را «آپـاچه» معرفی کرد.
اما شهرت باعث نشد آن ساختمانها برایش فقط خاطره شوند. به محله برمیگشت، خانواده و دوستهایش را میدید و میگفت آنجا خوشحال است؛ همانقدر که از سختیهای کودکیاش حرف میزد، از فوتبال بازی کردن تا وقت گرسنگی و از آدمهایی که کمکش کردند هم میگفت.
🔴سال 2021 سگوندو از دنیا رفت. توز مدتی بعد اعلام کرد فوتبال را کنار میگذارد و گفت با رفتن پدرش، بزرگترین طرفدارش را از دست داده. پدری که حتی پدر بیولوژیکیاش هم نبود..
⚽️ @bistodo

