رینا دقیقا داری چیکار میکنی زندگی سایرس کم بود تو این کتاب رو کردی پرستون... وای خدایا فکر میکردم فقط اینکه مادرش بخاطر پرستون خودکشی کرده و با پدرش مشکل داره و از زیر دست پدرش کتک میخوره و نامادریش اول مهربون بود و بعد به دوستش میگفت پرستون ی احمق وابسته اس و زن پدرش شد و هزاران هزار مشکل روانی ای که براش پیش اومد سر این قضایا عه ولی این فاکینگ تجاوز های مکرر توی بچگیش از دوس پسر مامان دیگه چیه این وسط!!!!!! و فاک تکرار شدنش توی مدرسه شبانه اش حتی!
یجوری برای نیلا استایل میکنم و میگم چیا بخره و... که اگه پاشم برم خونشون اینجوریم که نیلا اینو من میندازم( کاملا پسندمن و میتونم باهاشون استایل خفن بزنم )
یعنی همزمان که نشستم بالا سر محمد دارم حرص میخورم که مشق هاشو بنویسه و شیطنت نکنه ( دو تا چیپس و پفک سرش ازم گرفت ) از اونور باید سر اینم حرص بخورم که بابا مامانم قرص هاشون تموم شده و عین خیالشون نیست من نگم و نپرسم و نخرم خودشون هیچی.
Litنیکو برن رو تحت فشار گذاشت تا زبون باز کنه و حرف بزنه. جرمی هم همینطور. ترسوندش تا مجبور به حرف زدن بشه. ولی مارکوس؟ فرار کرد زیر دوش اب سرد تا جلوی خودشو بگیره که به زور از زیر زبون پرستون بکشه دقیقا چرا اینجوریه و چه مشکل روانی ای داره و... و انقدر زیر دوش…
نیکو برن رو تحت فشار گذاشت تا زبون باز کنه و حرف بزنه. جرمی هم همینطور. ترسوندش تا مجبور به حرف زدن بشه. ولی مارکوس؟ فرار کرد زیر دوش اب سرد تا جلوی خودشو بگیره که به زور از زیر زبون پرستون بکشه دقیقا چرا اینجوریه و چه مشکل روانی ای داره و... و انقدر زیر دوش اب سرد موند تا بتونه خودشو کنترل کنه.
پرستون خیلی نق نقو و حراف و مغرور و خودشیفته( ظاهری ) و لجباز و... اس و الان یجوری مثل بچه های خوب ، آروم و حرف گوش کنه که بخدا ی لحظه دلم میخواست مارکوس بودم. دلم خواست منم دلم پرستون میخواد.
Litو بله پسرم دوباره همینقدر نرم از کابوسش کشیدش بیرون. Tempting Venom
بچه ها از جذب شدنم سر این کتاب فقط همین که من کلا وای فای و همچیو قطع میکنم بعد میخونمش. یعنی ابدا نمیخوام هیچ چیزی وسطش تمرکزمو بهم بریزه یا... و این کارو حتی سر استریت دنس و فیلم و دونگهوا هامم نمیکنم!