TGViewer
Lit Lit @bichen_99 · 19 subscribers
Post #31721 4
امشب همزمان نرگس گریه میکرد بغلش کنم بچرخونمش و از اونورم محمد گیر داده بود فقط من باید نگاه کنم و باهاش مشق هاشو کار کنم. بعد وسط شام بودم و پاشدم اونو ول کردم نرگسو گرفتم و محمدم میومد دنبالم نشستم به اونم گوش میدادم
بعد از اونور سحر : ابجی عین این مامانا شدی
قیافه من که دلم میخواست بشینم زار بزنم که خواب دارم :
More from @bichen_99
  1. Oct 10, 2026کاملا جدی حس میکنم من خودم بچه دار بشم در اینده نیلا و سحر و نرگس و محمد میتونن ادعا کنن ک…
  2. Oct 10, 2026قرتی خانم رو مشاهده میکنین. بردمش بچرخونمش دیدم یچی میخواد فکر کردم عروسکمو میخواد دیدم کر…
  3. Oct 10, 2026Post #31719
  4. Oct 10, 2026Post #31718
  5. Oct 10, 2026Post #31717
  6. Oct 10, 2026Post #31716
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →