باباش مچشو گرفت با وان( قبلا مچشو با ی پسر دیگه گرفته بوده زده جلو یولیان پسره رو کشته و جفت پاهای یولیان رو شکسته و تهدیدش کرده اگه ی بار دیگه ببینه با پسر عه اختنه اش میکنه و میکشتش ) زیر دستاش رو فرستاده بیهوشش کردن بردنش تو اتاق( انبار ) شکنجه بستنش با سطل اب یخ بیدارش کردن بعد باباشو میبینه میگه « نمیدونستم قراره وقت گذرونی پدر پسری داشته باشیم ی سوال پاسورم با خودت اوردی؟ »دهنت سرویس پسر...
Hunt the villain