یکم ازکلاس پنجشنبه بگم
کلاس اولش استادیه که ازاسمش فک میکردیم خانومه ولی اقاس ، توکلاسش باید فعال باشی ولی ما فعال معال نیستیم ولی سیسی بزرگه نمایندش شده😂
نماینده گروه کلاسیو نداشت بعد بااعتمادبنفس توکلاس به اونایی که توگروه نبودن میگف لینکو میدمو فلان پاچیده بودیم ازخنده
کلاس دوم اون استادس که با واحدش دهنمونو ساییده ، این جلسه حموم کرده بود لباساشو شسته بود بو عرق نمیداد ولی کلاسش عجیب غریب سم بود هرچی دلقک خدازده بود اون جلسه جمع شده بودن بعد یکی ازدخترای بشکه و یه توکان بازار هول (ب) ازش یچیزی فهمیدیم پشمامون ریخت یعنی دختره سوتی رد کرد منوسیسی بزرگه تاتهشو رفتیم 😂
بعد بین کلاس رفتیم توماشین اهنگ گوش کردیم و زنگ زدیم با سیسی کوچیکه غیبت کردیمو امار دادیمو فلان( سیسی کوچیکه بخاطر عروسی داییش اون جلسه نیومده بود جاش خالی بود گفتیم امار لحظه ای داشته باشه ) بعد توماشین یکم خوابیدیم یهو چشامو بازکردم یه دختربچه و یه پسربچه وایساده بودن کنارماشین مایی که خوابیده بودیمو باتعجب نگامیکردن 😐😂
بعد رفتیم کلاس اخر (همونیکه به غلط کردن افتادیم بخاطرش استاده انگار تریاک میکشه میاد ازاول کلاس تااخرش بکوب حرف میزنه هیچکیم هیچی نمیفهمه ازکلاسش)خلاصه که اون تموم شد توراه برگشت یکی از پسرا (که ترم اول فاز اکیپی و رفاقت داشتیم چندنفری باهم بودیم ، ) باهامون میومد یکم ازاین دراون درحرف زدیم یهو مث زنای توکوچه که بکوب غیبت میکنن امارمیدن برگشت درباره یکی ازدخترا گف که دقت کردین چرا زبون بازکرده و فلان چون داداشش قبلا دانشجو بود این ترم دیگه دانشگا نیس واسه همین ابجیش صب تاشب ول تو دانشگا میچرخه اینطوری شده بعد بخاطر حالت مسخره گفتنش پاچیده بودیم ازخنده ، بعدم که یه ملتو شستیم تموم شد من ازپارکینگ اساتید سوار ماشین سیسی شدم که جلودانشگا پیادم کنه سوار اسنپ بشم (نه ک خیلی مسیر طولانیه نافم میافتاد😂)
روز قشنگی بود ولی پنجشنبه ها عجیب غریب خسته میشیم بخاطر کلاس اخر ، اگه ترم اخر نبود صددرصد حذفش میکردیم
یادم رف بگم توماشین سیسی میوه اورده بود منم مریض بودم میلم نمیکشید به زور عین مامانا میوه میداد بم یعنیا مامانمم بالاسرم نباشه دوتارفیقام دیقا کپی مادر به زور به خوراکم میرسن😂🫠
Post #5193
34
- ❤🔥 1
- 🤣 1
- 💅 1