سلام مجدد به همگی، به جمع Beyond the Mask خوش اومدید. 🖤
اولین شخصیتمون رو با کسی شروع میکنیم که پشت نقابش نه یه زره، نه یه سپر، بلکه یه جفت چشم کاملاً کور قرار داره:
مَت مورداک | Daredevil 👹
راستش، دنیا بهش گفت «کور»؛ ولی اون دنیا رو طوری میبینه که خیلیها حتی تصورش رو هم نمیتونن بکنن.
او به جای نور، صدای قلبِ ترسیدهی یه تبهکار رو میشنوه؛
به جای رنگ، بوی بارون روی آسفالتِ خیابونهای هلزکیچن رو حس میکنه؛
و به جای خوندن چهرهها، ریزترین لرزشهای بدن و تغییرات صدا رو تشخیص میده تا دروغ رو از حقیقت جدا کنه.
اما راز واقعی پشت نقاب Daredevil چیه؟
🥊 پدرش، «بتلینگ جک» مورداک، یه بوکسور شکستخورده بود که برای پول، مجبور شد مسابقهها رو ببازه.
اما یه شب، به خاطر پسرش، تصمیم گرفت برنده بشه...
و همون پیروزی، در نهایت به قیمت جونش تموم شد.
جک در کوچهپسکوچههای هلزکیچن به قتل رسید و مَت، در همون سن کم، نهتنها پدرش رو از دست داد، بلکه فهمید عدالتِ خیابون همیشه با عدالتِ دادگاه یکی نیست.
و اینجا نقطهی تولد دوگانگی مَته:
روزها، مت مورداک یک وکیله. ⚖️
شبها، Daredevil ـه. 👹
کسی که تلاش میکنه قانون رو توی دادگاه اجرا کنه، اما وقتی قانون دیگه نمیتونه کاری از پیش ببره، خودش به خیابونهای هلزکیچن میره.
اون نه پرواز میکنه، نه سیاره نابود میکنه.
فقط یه انسانه؛
با ایمان به عدالت، ارادهای سرسخت و تحملی فراتر از چیزی که از یک انسان معمولی انتظار داریم.
و شاید همین، چیزی باشه که Daredevil رو اینقدر انسانی و متفاوت میکنه.
《به نظرتون کدوم سختتره؟
قانون رو توی دادگاه به میز نشوندن،
یا عدالت رو با مشت، وسط کوچههای شهر اجرا کردن؟》
@BeyondTheMaskk
Post #7
175
- ❤ 3
- ❤🔥 1
- 🔥 1