📝|• مثالهای کژتابی
📝|• تمام نمونهها برگرفته از کانال ویراستاران
📘|•• «من فردا کلاس دارم. تا یازده خونهام.»
معنیِ اول: از صبح تا ساعت یازده توی خونه حضور دارم.
معنیِ دوم: هرجا باشم، تا یازده خودم رو میرسونم به خونه.
📗|•• «این فنجان تنها وسیلۀ نوشیدن است.»
معنیِ اول: این فنجان تنها وسیلۀ نوشیدن است؛ زیرا چیز دیگری غیر از آن برای نوشیدن نداریم.
معنیِ دوم: این فنجان تنها وسیلۀ نوشیدن است؛ به همین دلیل، نباید بهجای نمکدان از آن استفاده کرد.
معنیِ سوم: این فنجان بهطور تنها، وسیلۀ نوشیدن است؛ اما همراه با بشقابهای نقشونگاردار وسیلهای تزئینی بهشمار میآید.
📒|•• در فیلم «گاهی به پشت سر نگاه کن»، سردستهٔ خلافکاران دربارهٔ یکی از نوچهها به نوچهٔ دیگر امر میکند: «بفرستش اونور!»
معنیِ اول: بفرستش اونور مرز.
معنیِ دوم: بفرستش اون دنیا.
📕|•• «با دعوا خداحافظی کنید.»
معنیِ اول: دیگر دعوا نکنید.
معنیِ دوم: بدون دعوا جدا نشوید.
📘|•• «دستکم نگیر خودت را.»
معنیِ اول: خودت را دستکم نگیر.
(ارزشت بیش از اینهاست.)
معنیِ دوم: دستکم، خودت را نگیر.
(لااقل، مغرور نباش.)
📗|•• «آیتالله دستغیب، صاحب گناهان کبیره...»
معنیِ اول: آیتالله دستغیب، نویسندهی کتاب «گناهان کبیره» است.
معنیِ دوم: آیتالله دستغیب، گناهان کبیره مرتکب شده است.
📒|•• رمان «دخیل عشق»: مادر میگوید رؤیا آمده است و خواسته برایش ناهار درست کند.
کی برای کی ناهار درست کند؟
مادر برای رؤیا؟ رؤیا برای مادر؟
رؤیا برای نفر سوم؟ مادر برای نفر سوم؟
نفر سوم برای رؤیا؟ نفر سوم برای مادر؟
📕|•• پدر و مادر درحال بگومگو بودند.
مادر گفت: «با من مثل اسیر عراقی رفتار میکنی!»
پسر گفت: «بگو اسیر عراقیها.
اسیر عراقی یعنی اسیری که عراقی است.»
✏️ @benevis_s
Post #17543
5.34K
- 👍 30
- 🤣 7