آیدای خودم؛ آیدای احمد
به من میگویی که دیگر از آن نامهها برایم نمینویسی.
- آیدای من!
من از نوشتن عاجز نیستم؛
اما اگر مسأله این باشد که در این نامهها
تو را از عشق خود مطمئن کنم،
بهطورِ قطع از این کار عاجزم.
دیگر برای بیان این مطلب
نه کلمهیی هست نه زبانی،
نه قلمی، نه نویسندهیی.
همین مانده که فریادی بکشم
و خاکستر شوم.
عشق تو، برای من، مذهب و سرنوشت است. عشق تو، کار و تفریح من شده است.
عشق تو -بگذار برایت بگویم-
یا از من "خدا"یی خواهد ساخت،
و یا چون صاعقهیی نابودم خواهد کرد.
✍🏻 احمد شاملو
📕 مثل خون در رگهای من
#قطعهایازیککتاب
ꕥ࿐🌹 @BehtareenBash
Post #34595
3.99K