روزی که خاک و رویا، قصهای دوباره ساختند! ✨
پس از حدود سه ماه دوری از فعالیتهای کودکانه در خانهٔ بهمان، بالاخره این فرصت فراهم شد تا دوباره کنار کودکانمان جمع شویم؛ فرصتی که هم برای ما و هم برای بچهها، مدتها دلتنگش بودیم. 🫂
در این مدت، با تلاش و همراهی تیم برنامهریزی، محتوای کارگاه طراحی شد، توضیحات لازم برای تسهیلگرها و خانه آماده شد و هماهنگیهای لازم برای حضور سایر تیمها نیز انجام گرفت تا در نهایت، جمعه اول خرداد دوباره کنار هم باشیم و همدیگر را ببینیم.
این روز، مثل همیشه با یک بازی هیجانانگیز در حیاط آغاز شد و بعد از آن، بچهها به اتاق طبقه بالا رفتند تا کارگاه «دستهای ماجراجوی من» را شروع کنند.🖐
در ابتدای کار، کودکان با گل صفحههایی ساختند و با ریتم موسیقی روی آنها ضربه میزدند؛ تجربهای که مسیرهای پر فراز و نشیبی روی گل ایجاد میکرد و ارتباطی تازه و اولیه میان آنها و گل شکل میداد. 🎼
در ادامه، از بچهها خواسته شد هر چیزی را که دوست دارند بسازند. نتیجه، مجموعهای از ایدههای خلاقانه و شگفتانگیز بود؛ از اختاپوس اقیانوس و دوبلبرگری گرفته تا غذاها و حیوانات دیگری که از دنیای خیال و رویاهای کودکانهشان جان گرفته بودند.
پس از پایان کارگاه نیز زمانی را به گفتوگو با کودکان اختصاص دادیم؛ از دلتنگیها گفتیم، توافقهای خانه بهمان را مرور کردیم و با همراهی بچهها، ایدهها و علایقشان را برای کارگاههای آینده روی تخته نوشتیم. برای ما مهم است که صدای آنها شنیده شود و بدانند سلیقه و خواستههایشان دیده میشود.
همچنین در فضایی جداگانه، جلسهای با والدین توسط گروه روانشناسی اجتماعی برگزار شد و گفتوگوهای لازم با خانوادهها نیز انجام گرفت. 💬
در مجموع، این روز برای ما روزی بود آمیخته با خاک، خیال و دیدار دوباره؛ روزی که در آن رؤیاهای کودکان با دستهایشان شکل گرفت و دیدن دوبارهشان حال دلمان را بهتر کرد.🧡🤗
Post #588
254


- ❤ 7
- 🥰 1
- 👏 1