🔻
بخش گرامر :
اسم های غیر قابل شمارش
✓. نکاتی که درمورد کلمۀ some گفته شد، در مورد کلمۀ
any به معنای ″ هیچ، هیچکدام و... ″ هم صدق میکنه.
➕. مثال کاربرد
any برای اسم های قابل شمارش:
› Did you buy
any apples?
› دیجیو بای اِنی اَپِلز / آیا سیب خریدید؟
› I haven't seen
any of his
films.› آی هَوِنت سین اِنی آف هیز فیلمز / هیچکدام از فیلمهای اونو ندیدم.
➕. مثال کاربرد
any برای اسم های غیر قابل شمارش:
› Did you buy
any apple
juice?
› دیجیو بای اِنی اَپِل جوس / آیا آب سیب خریدید؟
› Have you got
any money?
› هَو یو گات اِنی مانی / پول داری؟
✓. میتونیم اسم های غیر قابل شمارش رو به تنهایی( بدون
...,the/ my/ some ) استفاده کنیم.
➕. مثال:
› I eat
rice every day.
› آی ایت رایس اِوری دِی / هر روز برنج میخورم.
› There's
blood on your shirt.
› دِرز بْلاد آن یُر شِرت / روی لباست (لکه) خونه.
› Can you hear
music?
› کَن یو هیِر میوزیک / میتونی (صدای) موسیقی رو بشنوی؟
✓. خیلی از اسم ها گاهی اوقات
قابل شمارش و گاهی اوقات هم
غیر قابل شمارشن. که معمولا معنی متفاوتی خواهند داشت.
🔖.
به این اسم ها دقت کنید!Room, time, paper, hair, cake, light, chicken, work, noise, experience,...🔍.
بیاین چنتاشونو بررسی کنیم!⭕️. کلمه
paper به معنای ″ کاغذ، روزنامه، مقاله ″ اگه
paper معنی
روزنامه بده، قابل شمارشه:
› I want something to read. I'm going to buy
a paper.
› آی وانت سامثینگ تو رید. آیم گواینگ تو بایِ پِیپِر / یه چیزی برای خوندن میخوام. میرم یه روزنامه بخرم.
➖. اما اگه
paper معنی کاغذ بده، غیر قابل شمارشه:
› I want to make a shopping list. I need
some paper /
a piece of paper.
› آی وانت تو مِیْکِ شاپینگ لیست. آی نید سام پِیپِر/ اِ پیس آف پِیپِر. / میخوام یه لیست خرید بنویسم. کاغذ لازم دارم.
⭕️. کلمه
room به معنای ″ اتاق، فضا،... ″ اگه
room معنی
اتاق بده، قابل شمارشه:
› You can stay with us. There is
a spare room.
› یو کَن سْتِی ویث آس. دِر ایزِ سْپِیْر روم / میتونی با ما بمونی. یه اتاق اضافی وجود داره.
➖. اما اگه
room معنی
جا و فضا بده، غیر قابل شمارشه:
› You can't sit here. There isn't
any room.
› یو کَنت سیت هیِر. دِر ایزِنت اِنی روم / نمیتونی اینجا بشینی. فضایی (برای نشستن) وجود نداره.
⭕️. کلمه
experience به معنای ″ اتفاق، پیشامد، تجربه، سابقه ″ اگه
experience معنی
پیشامد و اتفاق بده، قابل شمارشه:
› I had some interesting
experiences while I was traveling.
› آی هَد سام اینتْرِستینگ اِکسپِریِنسِز وایْل آی واز تْرَوِلینگ / وقتی که در سفر بودم، اتفاق های جالبی برام افتاد.
➖. اما اگه
experience معنی
تجربه و سابقه بده، غیر قابل شمارشه:
› They offered me the job because I had a lot of
experience.
› دِی آفِرد می دِ جاب بیکاز آی هَدِلاداو اِکسپِریِنس / اونا این شغل رو به من پیشنهاد کردن چون تجربه زیادی داشتم.
#grammar
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
@BE_TRANSLATOR