چشم انداز اقتصاد ایران در ۱۴۰۰
یکی از کارکردهای علم اقتصاد، پیش بینی است. در واقع اقتصاددان، مدلی را طراحی می کند و با یکسری پیش فرضها، اقدام به پیش بینی می نماید. هرچه مدل کاملتر باشد و خصوصا هرچه پیش فرضها صحیحتر باشند، خطای پیش بینی کمتر می شود. اما واقعیت این است که علیرغم توسعه مدلهای اقتصادسنجی، هیچ پیش بینی بدون خطایی متصور نیست. بااینحال علیرغم اجتناب ناپذیر بودن خطای پیش بینی، تصمیم گیری بر اساس آن به مراتب بهتر از تصمیم گیری تصادفی است.
در اقتصاد ایران، مشکل اصلی پیش بینی، حجم بالای عوامل برونزا است که از ناحیه سیاست به اقتصاد تحمیل می شود. شاید بی راه نباشد اگر اقتصاد ایران را در گرو سیاست بدانیم. البته این مساله مربوط به چند سال اخیر نیست و اگر از دوره اواخر دهه ۱۳۷۰ تا اواسط دهه ۱۳۸۰ (تقریبا مقارن با دولت اصلاحات) که حال اقتصاد بیمار ایران رو به ثبات و بهبود نسبی نهاد، چشمپوشی نماییم تقریبا در همه سالهای چند دهه اخیر پیش بینی اقتصاد ایران، پُرنوسان و پُرخطا بوده است.
البته جای کتمان نیست که با توجه به ترکیب ۲ عامل برونزا به نامهای ترامپ و کرونا، هیچ دوره ای از اقتصاد ایران مثل ۴ سال اخیر نبوده است.
با این اوصاف، بسیاری از اقتصاددان وطنی ترجیح می دهند لب فروبندند و کنج عافیت گزینند.
اما مسئولیت اجتماعی اقتصاددان ایجاب می نماید با علم به اینکه اساسا پیش بینی بدون خطا وجود ندارد با تکامل مستمر مدل اقتصادی، به ارائه سناریوهای محتمل بپردازند. نباید از یاد برد که حتی معتبرترین نهادهای اقتصادی (همچون صندوق بین المللی پول و بانک جهانی) نیز هر چند ماه، پیش بینیهای خود را اصلاح و ویرایش می نمایند. به عنوان مثال یکسال پیش، میانگین پیش بینیهای نهادهای معتبر جهانی برای قیمت نفت در ۲۰۲۱ که الان بالای ۶۰ دلار است، حدود ۴۰ دلار بود!
با این توضیح طولانی، پیش بینی جمعی از اقتصاددانان در خصوص سال ۱۴۰۰ که اخیرا صورت پذیرفت [و ممکن است محقق نشود] را خدمتتان ارائه می نمایم.
شاید دامنه فراخ نظرات مورد سوال قرار گیرد که باید آن را برخاسته از پیش فرضهای متکثر اقتصاددانان ناشی از شرایط عدم اطمینان دانست.
بهروز باشید
بهروز ملکی
@bazarmaskan
Post #2383
39K
Forwarded from اتچ بات