لعنت تمام خدایان بر امانتدار قبلی که این پیمانه جانسوز را شکست.
لعنت تمام خدایان بر دنیای تیرهای که حال دوست داشتن نیز ز یاد میبرد در فصلی که تکتک برگهایش یار دارند و ما نه، با باد رقص میکنند هر لحظه پاییز را و ما چای در دست گرفتیم و رقاصی جوانان را میبینیم فقط.
با تو من جوان بودم، هرچند بهخاطر تو عصا به دست گرفتم.
لعنت تمام خدایان بر این احساسات که برای تو دیر بود و او زودتر رسیده و من نادیده و ما غمگین.
عمر و جوانی در پی کدام جستن چنین شد هزینه گذشتن و گذاشتن از خاطرات عزیز.
لعنت تمام خدایان بر من که راههای متعدد را برای جلب تو انجام دادم و انکار کردن محال است و میگویم تو هر بار دست رد بر سینهای زدی که هر ثانیه باید ۶۰ تا ۱۰۰بار بگوید شُکر چون تورا دلیل خود میجوید.
لعنت تمام خدایان بر ما که یکدیگر را یاد گرفتیم اما خودمان را خیر.
لعنت تمام خدایان بر هرچه بیزمان رخ میدهد، بر هرچه نمیداند اکنون باید سرباز دهد زخمش را یا خیر.
لعنت تمام خدایان بر عمر که هرچقدر بدتر میگذرد، دیرتر و سختتر به یادمان میآید که روزهای بد تمام میشوند، و جایشان را به شبهای بد میدهند.
لعنت تمام خدایان بر جبر جغرافیایی که زیباترین دختر را همشهری، همتاریخ و همدانشگاهی دیدم.
لعنت تمام خدایان بر دزد قبلی که قلب زیبایت را شکست.
لعنت تمام خدایان بر من که ترمیم قلبت از توانم خارج بود.
و لعنت تمام خدایان، صدبار بر تمام خدایان که هیچ دستگیرهای جز آنها برای دوباره با تو حرف زدن ندارم.
#Kanashi_fumei
کریم خوشنویس
悲し 不明🖤🕊
Post #5529
29
- ❤ 3
- ☃ 1
- 🐳 1