📝 #یادداشت_تحلیلی | هر کاری، جز آنچه رهبری میگوید
🔸پیام اخیر رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته دولت، حاوی نکات راهبردی است که نیازمند بازخوانی دقیق و عملگرایانه است. نخستین و صریحترین نکته این پیام، خطابِ مستقیم آن به هیئت دولت است؛ لذا تلاش برخی برای فرافکنی و انداختن بارِ مسئولیتِ «حفظ انسجام ملی» بر دوش مردم، جای تأمل دارد.
در خصوص توصیه رهبری مبنی بر اینکه «دولت باید راوی قدرتها باشد، نه راوی شکستها و ضعفها»، دو آسیب جدی در فضای رسانهای و اجرایی کشور به چشم میخورد:
نخست، محورِ محتوایی سخنان رئیسجمهور است. انتظار میرود دولت بهجای تمرکز بر بیانِ مکررِ وضعیت موجود، نواقص و گلایهها، طبق دستور رهبری، «راویِ توانمندیها» و «ترسیمکننده مسیرِ قدرتافزایی» باشد. نقد اصلی اینجاست که چرا بهجای برجستهسازیِ برنامههای تحولآفرین و داشتنِ زمام امور، همچنان ردی از انفعال یا توجیه در ادبیات دولت دیده میشود؟
دوم، نحوه روایتگری رسانهای (بهویژه صداوسیما) است. انتظار میرود رسانه ملی، بهجای ترویج یکسویهنگری یا حذف صورتمسئله، بسترِ «نقد مصلحانه» را فراهم کند. روشِ حفظ انسجام ملی، کتمان کاستیها نیست؛ بلکه فراهم کردنِ فضایی است که در آن، ضمن روایت دستاوردها و نقاط قوت، ضعفها نیز بهصورت دقیق و کارشناسانه مورد واکاوی قرار گیرند تا دولت بتواند با تکیه بر این نقدها، برای رفع آنها برنامه ارائه دهد.
پرسش بنیادین اینجاست: چرا برداشت از فرمایشات رهبری، همواره در افراط و تفریط گرفتار میشود؟ آیا توصیه به «برجسته نکردن ضعفها»، به معنای رویکردی منفعلانه و «کبکوار» (پنهان کردن سر در برف) است؟ خیر؛ منظور رهبری کاملاً روشن است: دولت باید با برنامهریزی دقیق و فعالانه، مسیرِ پیشرو را تبیین کند تا حس آرامش و ثبات در جامعه تقویت شود. درک این مسئله، ابتداییترین وظیفه دستگاههای اجرایی است.
لازم به ذکر است که در این پیام، «ممنوعیتها»ی صریح و قابلتوجهی برای جریانات داخل و خارج دولت ترسیم شده است. با توجه به رویکرد شفاف رهبری، بدیهی است که تخطی از این دستور، هزینههای سیاسی و تغییرات جدی در پی خواهد داشت.
🔹آماده برای «ایرانِ هرچه قویتر»
اشاره رهبری به دو کلانموضوعِ «اقتصاد» و «فرهنگ و تعلیم و تربیت»، نشان میدهد که اگرچه در شرایط ویژهای قرار داریم، اما ظرفیتهای داخلی بهقدری است که دولت میتواند با «همت بلند»، گامهای مؤثری برداشته و به تعبیر ایشان، «لکههای تیره اقتصادی» را محو کند.
تأکید ایشان بر استفاده از ظرفیت نخبگانی در «انواع شعب تولید قدرت»، یک راهبرد دوطرفه است: از یکسو، جامعه نخبگانی باید با شناساییِ مسائلِ اولویتدار کشور، راهکار ارائه دهد و از سوی دیگر، دولت باید با آغوش باز و بدونِ نگاههای تشریفاتی، تشنهی استفاده از این ظرفیتها باشد. تبدیلِ این توصیه به یک «سیاست کلان اجرایی»، فراتر از اقدامات موردیِ سازمانها، نیازمند سازوکاری است که ایدههای نخبگانی را مستقیماً به اتاقهای تصمیمگیری پیوند دهد.
در پایان، این پیام، شاقول و معیاری برای کنشگری قشر دانشجو است تا مسائل کشور را با ترازِ «اهم و مهم» بسنجند. باید تأکید کرد که دستور صریح رهبری مبنی بر حفظ انسجام ملی، به هیچوجه به معنای عقبنشینی دانشجویان از وظایفشان نیست. این دستور، اگرچه خطاب اولش به دولت برای «اصلاح روشهای مدیریتی» است، اما برای مردم و بهویژه قشر دانشجو، به معنای «مطالبهگریِ هوشمندانه و منصفانه» است؛ چرا که مطالبهگریِ صحیح، خود بخشی از فرایند حل مسئله و تقویت انسجام ملی است.
👤فاطمه زهرا نوریان فرزام - ۴۰۳ مهندسی نساجی
🆔 @basijaut
Post #7201
704