🔻 پندار عقل معاشاندیش این است که تاریخ را فاتحان با شمشیرهای آخته و زر و زور مینویسند، اما حقیقت آن است که تاریخ محرم، در امتداد خون مظلومانی نوشته میشود که مرگ سرخ را بر زندگی ننگین در سایهی مستکبران ترجیح دادهاند.🇮🇷 تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام | توییتر
🔻 اکنون سه سال از آن سپیدهدم شگفتانگیز میگذرد؛ سه سال از روزی که زمین مقدس غزه، با طوفانی از ارادههای پولادین، خواب سنگین شیاطین را آشفته کرد. طوفانالاقصی تنها یک عملیات نظامی در یک جغرافیای محدود نبود؛ زلزلهای بود که گسلهای تاریخی تقابل حق و باطل را به حرکت درآورد و نشان داد که هیمنهی فرعونیان زمان، از تار عنکبوت نیز سستتر است.
🔻 امروز به اطراف خود نگاه کنید؛ در سومین سالگرد آن طوفان، فلسطین دیگر تنها نام باریکهای در حاشیهی مدیترانه یا پروندهای خاکخورده در بایگانی سازمانهای بینالمللی نیست. فلسطین امروز اسم رمز بیداری انسان در عصر جاهلیت مدرن است. خون کودکان غزه، طلسم رسانههای استکباری را باطل کرد و وجدانهای خفته را از خواب زمستانی قرنها بیرون کشید. از قلب دانشگاههای آمریکا تا خیابانهای اروپا، نام فلسطین به پرچم آزادگی بدل شده است. این معجزهی خون است؛ خونی که وقتی بر زمین میریزد، تازه جوشش آن آغاز میشود.
🔻 اما در این میان، خناسان و آنان که در محاسبات مادی خویش گرفتارند، مدام در گوشها زمزمه میکنند: «آیا این طوفان به آن همه خون میارزید؟ آیا نمیشد در آرامش زیست و تن به طوفان نداد؟»
میگویند حجم ویرانیها و جانهای عزیزی که از جبههی مقاومت گرفته شد، نتیجهی یک اشتباه محاسباتی بود! اما زهی خیال باطل که حقیقت، فرسنگها با این تحلیلهای سست فاصله دارد.
🔻 برای درک باطن این تقابل، باید پردهها را کنار زد و به قلب ماجرا نفوذ کرد. راز بزرگ طوفان الاقصی در نامهای نهفته است که از میان ویرانههای محاسبات اطلاعاتی دشمن، حتی در رسانههای خودشان (همچون معاریو) به بیرون درز کرد. پیام تاریخی و محرمانهی فرماندهان خط مقدم، یحیی سنوار، محمد ضیف و مروان عیسی، به سید مقاومت. این نامه صرفا یک گزارش نظامی نبود، بلکه خوانش دقیق دست پنهان دشمن بود.
🔻 استراتژیستهای صهیونیست، در خلوتگاههای امنیتی خویش، به این نتیجه رسیده بودند که درگیری همزمان با چند جبهه، نقطهی پایان افسانهی بقای آنهاست. پس طرحی شیطانی ریختند: تجزیه و انهدام گامبهگام.
🔻 قرار بود غزه را با وعدههای اقتصادی، عادیسازی روابط منطقهای و یک آرامش دروغین، شرطی کنند و به خواب ببرند. دشمن میخواست خیالش از جنوب راحت باشد تا در فرصتی مناسب، با ابتکار عمل کامل، ابتدا رگهای تنفسی و لجستیکی مقاومت را در سوریه قطع کند، سپس با تمام قوا و در یک جنگ پیشدستانه و غافلگیرانهی عظیم، به سراغ حزبالله لبنان برود و ریشهی آن را در شمال بخشکاند. پس از این انهدام دومینویی، راه برای محاصرهی کامل و وارد آوردن ضربهی نهایی به قلب تپندهی محور مقاومت، یعنی ایران، باز میشد.
🔻 در منطق عقل مصلحتاندیش برخی سیاستمداران، شاید پرهیز از تنش و دلبستن به این آرامش موقت، راهی برای بقا به نظر میرسید؛ اما فرماندهان مقاومت به خوبی میدانستند که این آرامش، پیشدرآمد یک ذبح خاموش است.
🔻 قرار بر این بود که صهیونیستها، زمان و مکان نبرد را تعیین کنند و تکتک حلقههای مقاومت را در خواب غفلت، جداگانه و در قربانگاه انفعال سر ببرند. اگر طوفانالاقصی به پا نمیخاست، آیا خونها ریخته نمیشد؟ قطعاً ریخته میشد! با این تفاوت که ما باید در زمین دشمن، با قواعد او و در زمان انتخابشدهی او میجنگیدیم. در آن صورت، تلفات و ویرانیها نه در قامت یک حماسهی بیدارگر و یک نبرد تاریخساز، که به شکل یک شکست تلخ، منفعلانه و بیدستاورد رقم میخورد.
🔻 دشمن خنجر را در تاریکی بسته بود تا ضربهی آخر را فرود آورد. از این رو، طوفانالاقصی یک اشتباه محاسباتی نبود؛ بلکه شاهکار درهمشکستن محاسبات فرعونی بود. یک پیشدستی استراتژیک و تاریخی بود که میز بازی دشمن را برای همیشه واژگون کرد.
🔻 یلان غزه با هجومی عاشورایی، نقشهی جنگهای جداگانه و زمانبندیشده را به یک کابوس همزمان چندجبههای برای اسرائیل تبدیل کردند. آنها دشمن را مجبور کردند در زمانی که آمادگیاش را نداشت و در زمینی که مختصاتش را نمیشناخت، وارد نبردی فرسایشی شود؛ نبردی که حالا دیگر فقط در غزه محصور نیست و تمام شریانهای حیاتی رژیم را از یمن تا لبنان و از عراق تا ایران به آتش کشیده است.
Post #9406
955
طوفان در چشمانداز تاریخ (۱)