بسماللهالرحمنالرحیم
«المُؤمِنُ کَالجَبَلِ الرّاسِخِ، لا تُحَرِّکُهُ العَواصِف»
🔰محاسبات تلآویو در عصر جمعه ضاحیه، روی کاغذ بینقص بهنظر میرسید: هشتاد تُن بمب سنگرشکن، نابودی قرارگاه زیرسطحی، و حذف مردی که سه دهه هندسه امنیت ملی اسرائیل را برهم زده بود. در دکترین نظامی غرب، بریدن سرِ سیستم یعنی نقطه پایان ماجرا؛ اما درست یک سال پس از آن آوار سنگین در حارهحریک، یک حقیقت بنیادین بر زمین خودنمایی میکند: سازمانی که سید حسن نصرالله معماری کرد، هویتی فراتر از یک ساختار وابسته به فرد دارد. برای درک این واقعیت، باید از سوگهای مرسوم گذشت و اندیشه مردی را شناخت که مقاومت را از یک واکنش چریکی نامتقارن، به یک علم، یک ساختار پیوسته و یک دکترین ژئوپلیتیک نوین تبدیل کرد.
🔹وقتی در فوریه ۱۹۹۲ بالگردهای آپاچی رژیم خودروی سید عباس موسوی را هدف گرفتند، تلآویو گمان میکرد پرونده مقاومت مختومه شده است؛ غافل از اینکه نصراللهِ ۳۲ ساله، ترور را از متغیری بازدارنده به سوخت پیشران تشکیلات تبدیل نمود. او گامبهگام موازنه بازدارندگی را بازتعریف کرد: در نبرد «خوشههای خشم» (۱۹۹۶) با تحمیل «تفاهم نیسان»، امنیت غیرنظامیان را به خط قرمز دشمن بدل ساخت؛ یک سال بعد در «کمین انصاریه» (۱۹۹۷) با رمزگشایی نبوغآمیز از تصاویر پهپادهای شناسایی دشمن، کماندوهای زبده یگان فوقسری «شایتت ۱۳» را به مسلخ کشاند؛ و در اوج همان معرکه، وقتی پیکر فرزند ارشدش «سید هادی» به زمین افتاد، بدون قطرهای اشک هرگونه امتیازگیری ترجیحی برای فرزندش را رد کرد. همین اخلاص و صلابت، سنگبنای سرمایهای بیبدیل به نام «المصداقیة» شد؛ وضعیتی در جنگ روانی که در آن حتی ژنرالها و جامعه صهیونیستی، سخنان سید را صادقانهتر و معتبرتر از بیانیههای ارتش خود میدانستند.
🔸پایداری او در مه ۲۰۰۰ به نخستین عقبنشینی ذلتبار و بدون قیدوشرط ارتش اسرائیل از جنوب لبنان انجامید و نظریه «بیتالعنکبوت» در بنتجبیل، شکنندگی ساختاری این رژیم را افشا کرد. پیوند فکری و عملیاتی سید حسن با نابغه راهبردی مقاومت، «حاج عماد مغنیه»، حزبالله را به یک ارتش ترکیبیِ (هیبریدی) پیشرفته بدل ساخت؛ چنانکه در جنگ تموز ۲۰۰۶، انهدام ناوچه ساعر ۵ در پخش زنده و گورستان تانکهای مرکاوا در وادیالحجیر، مهر باطلی بر دکترین نفوذناپذیری اسرائیل زد. نصرالله سیاستمداری واقعگرا نیز بود؛ با امضای «تفاهم مار مخایل» توطئه انزوای طائفهای مقاومت را مهار کرد و در مه ۲۰۰۸، با اقدامی بهموقع مانع از دستاندازی به شبکه امن مخابراتی و فیبر نوری رزمندگان شد. پس از شهادت حاج رضوان، افق مقاومت را به عمق منطقه گسترش داد، در نبردهای القصیر و القلمون شریان لجستیکی را حفظ کرد و «نیروی رضوان» را به بلوغ رساند. پیوند نسلی این مکتب با خون تضمین میشد؛ از خون جهاد مغنیه در قنیطره تا تثبیت دکترین اتصال آتش از ناقوره تا جولان، تا تابستان ۲۰۲۲ که با معادله «کاریش و مابعد کاریش»، صهیونیستها را بدون شلیک یک گلوله وادار به امضای حقوق مرزهای دریایی لبنان کرد.
🔹امروز، جای خالیاش سنگین و جانکاه است؛ دیگر آن قامت استوار پشت تریبون نمیآید، طنین آن لبخندهای پدرانه دلهای داغدار را تسکین نمیدهد، و آن انگشت اشاره باصلابت که با هر تکانش لرزه بر اندام اتاقهای فکر تلآویو و واشنگتن میانداخت، در خاک خفته است. اما خطای بنیادین مستکبران در این بود که با منطق ماتریالیستی، حیات یک مکتب عقیدتی را محاسبه کردند. نصرالله یک شخص نبود؛ او معماریِ نسلی بیپایان بود. موشکهایی که امروز عمق مراکز حیاتی دشمن را میشکافند، طنین همان کلام جاویدان است: «کما وعدتکم بالنصر دائماً، أعدکم بالنصر مجدداً». سازمانی که او و مغنیهها تربیت کردند، تشکیلات مردان صخره و سنگر است؛ لشکری که بازدارندگی را نه در گرو شخص، بلکه در تداوم هندسه جهاد میداند. شهادت، پایان نصرالله نبود؛ آغاز فصل کابوسهای پایانناپذیر تلآویو است.
✍علیرضا مهدی نسب
#سید_حسن_نصر_الله
#انا_علی_العهد
#بسیج_دانشجویی
💠@basij_aums
Post #10748
168
بسیج دانشجویی علوم پزشکی اراک Photo