انتخاب مسعود پزشکیان به عنوان رئیسجمهور به اذعان تمام کارشناسان سیاسی، پروژهای حکومتی در برنامه تداوم بقا برای جمهوری اسلامی بود که بیت رهبری اجرای آن را به اصلانطلبان برونسپاری کرده بود. با این هدف که یک بار دیگر با ایجاد تقابل دروغین اصلاحطلب-اصولگرا جو انتخاباتی درست کنند و مثل تمام سی سال گذشته قبل از انتخابات بازی "اگر ما نیاییم فاجعه به بار میآید" بعد از آن بازی "نمیگذارند کار کنیم" روی صحنه ببرند.
هرچند با توجه به آگاهی اکثریت جامعه این پروژه به ضعیفترین شکل ممکن و در یک انتخاب دومرحلهای و با سوءاستفاده از بخشی از جامعه که تنها به دنبال اندکی بهبود در اوضاع بودند ممکن شد.
اما به جز اینکه تمام آنچه اصلانطلبان مدعی آن بودند، چون جلوگیری از جنگ و اجرای مکانیسم ماشه، ثبات قیمت بنزین و حاملهای انرژی و یک کلام پایین رفتن یک قطره آب خوش از گلوی ملت، مثل تمام وعدههای دیگرشان عملی نشد و برعکس از آب درآمد، اما اکنون و بعد از رخ دادن بزرگترین اعتراضات تاریخ ایران و قتلعام دهها هزار نفر تنها طی دو روز-در واقع تنها طی چند ساعت-، حکومت از بخش جدیدی از چهره جنایتکار خود پرده برداشته است و در این رونمایی مسعود پزشکیان و دولت او نقش اصلی را ایفا کردند.
بنابراین هرچند اصلاحطلبان همواره بین انعکاس صدای مردم و بندگی هسته سخت قدرت دومی را برگزیدند و سرکوب اعتراضات مردمی در سال ۹۶ و ۹۸ یا سرکوب جنبش دانشجویی در سال ۷۸ همگی با صحنه گردانی دولتهای اصلاحطلب صورت گرفته، اما اینبار صحبت از یک فاجعه ملی گسترده و کشتار دهها هزار انسان است که بر اساس شواهد متعدد، مصادیق پرشمار سرشار از جنایت علیه بشریت در آن دیده میشود و در این میان پزشکیان کسی است که امضایش به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی پای تمام احکام و مصوبههای این شورا در سرکوب و کشتار مردم نقش بسته است و در کنار تمام معاونین و وزرایش از متهمان ردیف اول جنایات رخ داده است.
امری که او را بعد از آیتالله قتل عام -رئیسی- به "پرزیدنت قتلعام" ایران تبدیل میکند.
کسی که علیرغم سعی در اجرای نقش یک آدم ساده و نهجالبلاغه خان، در عمل و در روز واقعه نشان داد که در واقعیت چه ذات پلیدی دارد و چگونه میتواند، پای حکم قتل هزاران نفر را امضا کند و در عین حال درمورد جنایتهای رخ داده مثل آب خوردن دروغ بگوید و علنا خونشویی کند.
او در حالی درمورد حمله نیروهای امنیتی به اموال عمومی خود را به ندانستن میزند و با وقاحتی مثالزدنی دست پیش را گرفته، که حتی همپالکیهای اصلاحطلبش نیز به رخ دادن آن، اذعان کردهاند و شخص معلومالحالی چون احمدی نژاد نیز سالها قبل به این تاکتیک نخنمای حکومت برای ایجاد بهانه در سرکوب مردم به روشنی و با ذکر آدرسهای دقیق و کلیدواژههای اثبات شدهای چون مسلحکردن اشرار توسط حکومت اشاره کرده است.
بنابراین تنها وقتی این قطعات ریاکاری، دروغگویی، بدعهدی و خونشویی پزشکیان کنار هم گذاشته بشود، چهره واقعی او نمایان میشود؛
کسی که علیرغم ظاهر سادهلوحش اتفاقا از کسانی است که با علم به ناشایستگی و بیعرضگی خود، سوراخ دعا در جمهوری اسلامی را پیدا کرده، متوجه شدهاند میتوانند با اعلام سرسپردگی کامل نسبت به راس هرم قدرت و اجرای مو به موی هر چه از آنها خواسته میشود، در سیستم پیشرفت کنند.
بنابراین
هرچند پزشکیان طی یک سال اخیر با اجرای نمایشی رقت انگیز سعی کرد چهرهای سادهلوح و قابل ترحم از خود نشان داد، اما دست روزگار و رخ دادن اعتراضات اخیر باعث شد که چهره واقعیاش برای مردم روشن شود و به عنوان عامل قتل هزاران انسان، در جمع منفورترین و سنگدلترین شخصیتهای حکومت اسلامی قرار گیرد.اقداماتی که نشان داد، پرزیدنت قتلعام، در واقع همان لمپن لاتمسلکی است که اگر آب باشد شناگری ماهر و همان کسی است که در اوائل انقلاب اجرای برنامه حجاب اجباری و انقلاب فرهنگی را -حتی قبل از ابلاغ رسمی آن توسط حکومت برای- با خشونت تمام در تبریز اجرا کرد و از عوامل اصلی چماقدار و سرکوبگر حکومت در دهه شصت بود.
او نمونهای از انسانهای کمسواد، ناتوان و فاقد حس همدلی در تاریخ و راهرو راستین راه کسانی چون هیملر، هس، ویشنسکی، بریا و نمونههای داخلی چون خلخالی و رئیسی است که یاد برادر حاتم طایی و روش او برای معروف شدن را در یادها زنده میکند.
مصداقی از مدیریت تراز کوتولهها در جمهوری اسلامی با دستانی آعَشته به خون بهترین فرزندان این آب و خاک، که نفرین ابدی هزاران خانواده دادخواه و میلیون ایرانی قربانی حکومت اسلامی را پشت سر خود دارد و دیر یا زود باید در جایگاه متهم، روبروی همه آنها در دادگاههای حقوق بشری بایستد و پاسخگوی اعمال خود باشد.
بابک خطی
۰۴/۱۱/۲۷