به نماز سید كه نگاه میكردم، ملائک را میدیدم كه در صفوف زیبای خویش او را به نظاره نشستهاند.
رو به قبله ایستادم. اما دلم هنوز در پی تعلقات بود.
گفتم: «نمیدانم, چرا من همیشه هنگام اقامه نماز حواسم پرت است.»
به چشمانم خیره شد.
«مواظب باش! كسی كه سرنماز حواسش جمع نباشد، در زندگی نیز حواسش اصلاً جمع نخواهد شد.»
گفت و رفت.
اما من مدتها در فكر ارتباط میان نماز و زندگی بودم.
«نماز مهمترین چیز است، نمازت را با توجه بخوان». یک بار دیگر خواندم, اما نماز سید مرتضی چیز دیگری بود.
📚منبع: كتاب همسفر خورشید
🗣راوی: اكبر بخشی
"۲٠ فروردین سالروز شهادت سید مرتضی آوینی"
پیشگامان رهایی | بسیج دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی
شهاب ثاقب | بسیج دانشجویی دانشگاه فردوسی
Post #9949
76

- ❤ 3