هزار جان عزیزت فدای جان ای دوست
چنان به دام تو اُلفت گرفت مرغ دلم
که یاد می نکند عهد آشیان ای دوست
گَرَم تو در نگشایی،کجا توانم رفت
به راستان که بمیرم بر آستان ای دوست
تنم بپوسد وخاکم به باد ریزه شود
هنوز مِهر تو باشد در استخوان ای دوست
•سعدی•
۱ اردیبهشتماه روز بزرگداشت سعدی
پیشگامان رهایی | بسیج دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی
شهاب ثاقب | بسیج دانشجویی دانشگاه فردوسی