🔴⚫️أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ🔴⚫️
انسان تا کجا میتواند در برابر حقیقتی که به آن ایمان دارد بایستد؟
خیلی از مورخان واقعه کربلا، بیشتر از خود جنگ، از وضعیت روحی حسین بن علی(ع) متحیر میشوند.
چون معمولاً ما در این دنیا وقتی:
آینده را مبهم ببینیم، عزیزانمان در خطر باشند یا بهظاهر راه خروجی نباشد، دچار اضطراب میشویم.
اما مرور مقاتل نشان میدهد هرچه حلقه محاصره در کربلا تنگتر میشده، نوعی سکینه و آرامش در امام هم بیشتر دیده میشد.
اما عجیبترین زمان بعد از شهادت یارانست.
از اینجا به بعد تنهایی آغاز میشود؛
در بسیاری از مقاتل، واژهای که زیاد تکرار میشود، غربت است اما نه فقط تنهایی فیزیکی؛
⚫️بلکه احساس اینکه تو حقیقت را میبینی اما دیگران نمیبینند.⚫️
( ألا من ناصرٍ ينصرنا؟ ألا من ذابٍّ يذبُّ عن حرم رسول الله؟ )
(آیا یاوری هست که ما را یاری کند؟ آیا مدافعی هست که از حرم رسول خدا دفاع کند؟)
و درنهایت غریب کربلا میرسد به اوج قله که میگویند؛
( فبقي الحسين عليه السلام وحيداً ليس له ناصر )
( حسین(ع) تنها ماند در حالی که هیچ یاوری برای او نبود. )
آن ها نوه پیامبرشان را در حالی که با لب تشنه دشمنش را به راه حق میخواند، با وضو کشتند و خانوادهاش را به اسارت گرفتند.
( بقي وحيداً یعنی: تنها ماند.)
شاید تمام کربلا پشت این دو واژه ماند!
شاید تمام کربلا همین پرسش است:
انسان تا کجا میتواند به حقیقتی که به آن ایمان دارد،بایستد؟
#عاشورا
🆔 @Bas_ArUp
Post #2309
84
- ❤ 4