میگن نادرشاه افشار دو تا رفیق داشته که بعضی شبا با هم میشستن نوشیدنی میخوردن، یه شب اینا باهم بودن و فردا صبح نادرشاه لباس رزم میپوشه و مشغول کارای جنگی بوده که رفیقاش میان پیشش و جلو سپاهیانش باهاش شوخی میکنن!
نادرشاه دستور میده گردن جفتشون رو بزنن، میگه: کسی که فرق «نادر» و «نادر شاه» رو نمیدونه، باید گردنشو زد! من دیشب نادر بودم ولی الان نادرشاهم.
یه شعری هست میگه:
بی ادب را باده کم دِه، بَزم را بر هم زند
هر کسی را قد جامش باده در ظرفش بریز
انسان باید ظرفیت داشته باشه، اگه یه بزرگی باهاش نشست و برخاست کرد، حد خودشو بدونه.
Post #3047
187
- 💯 6
- 👍 2
- ❤ 1