در ناپایداریاش همین بس که هیچکدام از انسانها از دنیا شادمانی ندیده، جز آنکه به دنبال آن، او را با اشک و آه روبهرو ساخته، و هنوز با خوشیهای دنیا روبهرو نشده، که بلافاصله او را به ناراحتیِ پشتکردنِ نعمتها مبتلا میکند.
هنوز باران لطیف و ملایم راحتی و آسایش بر هیچکدام از آدمیان نباریده، که دنیا بلاها را سیلآسا بر سرش فرو میبارد.
به همین دلیل جای تعجب نیست که هر گاه صبحگاهان به یاری کسی برخیزد، شامگاهان خود را ناشناس و بیگانه نشان دهد!
اگر در یک طرف، شیرینی و گوارایی داشته باشد، در سوی دیگر تلخی به بار آورد و مرگ بیافریند.
آری، دنیا فناپذیر است، و هر کس در آن است نیز فانی میشود.
زندگی گوارایش ناگوار، و شیرینیاش تلخ؛ غذایش مسموم، و طنابهایش کهنه و پوسیده است.
زندگانش همواره در معرض مرگاند و تندرستانش در معرض بیماری!
چه بد خانهایست این دنیا برای کسی که نسبت به آن خوشبین باشد و در آن آسودهخاطر زندگی کند!
مولا امیرالمومنین علی علیهالسلام
نهج البلاغه، خطبه ۱۱۱