ژنرال قصر (مهتاب) : دختری جنگجو و شجاع از تمام راز های میکائیل خبر داره یهجورایی بهترین دوست میکائیل
آسو خاتون:پرنسس پریان که قانون هارو زیر پا میزاره و شمشیر دستش میگیره و از خانواده اش فاصله میگیره چون به عنوان پری نباید جنگجو بشن
مهرا :دختری که با قدرتش میتونه جلوی خشکسالی سرزمین بگیره اما دچار افسردگی شده و سرزمین خشک شده و محصول جدیدی وجود نداره
ژنرال سابق قصر (آقای قاضی) :جنگجویی که شمشیر آتیشین و جادویی داره در گذشته خانواده داشت اما بعد از گم شدن همسرش از قصر بیرون میاد
بانوی روشنایی و نور (بانو) :طلسم شده و حبس شده و نمیتونه از جایی که داخلش زندانی شده بیرون بیاد
بهدخت (آوا) :میتونه افکار دیگران بشنوه این توانایی هم خوبه هم بد دختر ژنرال سابق و بانوی روشناییه البته خودش خبر نداره چون زمانی که بانو گم میشه بهدخت نوزاد بوده و ژنرال برای اینکه دخترش زندگی بهتری داشته باشه میبرتش پیش یک خانواده خوب
پناه دخت :پرنسس سرزمین همسایه که میتونه دیگران هیپنوتیزم کنه و تبدیل به پناه شاهزاده میکائیل میشه
Post #7180
1
Forwarded from دفتر خاطرات ماری رز 🍷
