TGViewer
کتابخانهٔ بابل کتابخانهٔ بابل @babelbookreview · 4.75K subscribers
Post #847 4.72K
‍ ادبیات زیر سایهٔ تروما
ـــــــــــــــــــــــــ
علی
صدر

تحلیلِ شخصیت‌های رمان و نمایشنامه بر مبنای علمِ روان‌شناسی یک چیز است، آفریدنِ آن‌ها بر اساسِ اختلالات و بیماری‌ها یک چیزِ دیگر. نقدِ ادبی بر اساسِ معیارهای روان‌شناسی یک‌ چیز است، نوشتنِ قصه بر طبقِ دستورالعمل‌های تشخیصِ اختلال‌ها چیزِ دیگر. و درنهایت، منتقدِ آگاه به روان‌شناسی یک‌ چیز است و تخیلاتِ نویسنده‌ی اسیر در میانِ دفترچه‌ی راهنمای دکترِ روان‌پزشک چیزِ دیگر.

پیامِ اصلیِ جستاری بلند از منتقدِ ادبیِ نیویورکر با نام «پرونده‌ای علیه طرحِ تروما» [لینک در متنِ وب‌سایت] این است که بسیاری از رمان‌ها، نمایشنامه‌ها، فیلم‌نامه‌ها و درنتیجه فیلم‌ها و سریال‌ها، پس از فراگیری و چیرگیِ مفهومِ تروما در جوامع، بیش از آن‌که روایتگرِ کاراکترهایی بدیع یا ماجراهایی تازه باشند، عموماً توصیفی از یک یا چند تروما و پیامدهای آن در زندگیِ یک یا چند شخصیت‌اند.

برای آن‌ها که احیاناً نمی‌دانند، از نظرِ علمِ روان‌شناسی، تروماً واکنشِ عاطفیِ فرد به رویدادی سهمگین و دشوار نظیرِ تصادف، مرگِ نزدیکان، تجربه‌ی سوءاستفاده‌های جسمی و عاطفی، مشاهده‌ی خشونت‌های شدید و نظایرِ آن است.

یکی از جاافتاده‌ترین نظریه‌ها در چراییِ آفرینشِ قصه و داستان در تاریخ بشر و البته موفقیتش ـــ‌که به هزارها سال پیش از ابداع خط و نوشتن بازمی‌گردد‌ـــ این است که آدمی خود را در داستان می‌یابد و بدین طریق می‌تواند از محدوده‌ی تنگِ زندگیِ خویش خلاص شود. خواننده خود را و بخشی از زندگی و دنیای اطرافِ خود را در داستان می‌بیند و آن‌گاه تخیلات و تصوراتِ نهفته در داستان، به او امکان می‌دهد شکلی دیگر از زندگی را که در اسارتِ واقعیتِ اطرافش نیست تجربه کند. یا دست‌کم با همدلی و یا همدردی با شخصیت‌های داستان کمی از جهانِ خویش فاصله بگیرد و شکلی دیگر از زیستن را تجربه کند؛ از جفای روزگار انتقام بگیرد، سرنوشت محتوم را تغییر دهد، عشقِ از دست‌رفته را بازیابد، به زندگیِ تهی معنا دهد یا در روزگارِ نوستالژیک و دست‌نیافتنیِ گذشته نفس بکشد و قدم بزند.

وقتی می‌گوییم شخصیت‌های آثارِ ادبی آدم‌هایی‌اند مثلِ ما منظورمان این نیست که تصور می‌کنیم یک روز صبح مثل گرگور سامسا هم‌چون حشره از خواب بلند می‌شویم یا ‌هم‌چون مورسو ممکن است در نتیجه‌ی مرگِ مادر و درخشش آفتاب و کمی کلافگی و سوتفاهم چند گلوله در بدنِ آدمی غریبه خالی کنیم. تجربه‌ی مسخ‌شدگیِ سامسا و بیگانگیِ مورسو در اشکالی لطیف‌تر یا نیرومندتر، تجربه‌ی زندگیِ انسانِ مدرن بودند و خوانندگانی از چند نسل لحظاتی از زندگیِ خویش را در آینه‌ی آن شخصیت‌ها دیدند و از آن تشابه عمیقاً تأثیر گرفتند. خواری و زبونیِ جیووانی در رمانِ توسری‌خور اثر دانونزیو زننده‌تر و رقت‌انگیزتر از آن است که کسی خود را هم‌چون او ببیند اما هرکس ممکن است در لحظاتی از زندگیِ خویش که به سرفرود‌آوردنی نالازم انجامیده به یاد او و تصویرِ رقت‌بارش بیفتد.

شخصیت‌هایی هم در گذرِ زمان و به کمک ماندگاری در ذهن و روانِ جوامعی متفاوت در طولِ دهه‌ها و قرن‌ها به شکلِ الگو در می‌آیند؛ هم‌چون هملت که تصویرگرِ تردیدِ وجودیِ آدمی‌ست و مکبث هم‌چون تمثالِ طمع و پلیدی، راسکولنیکف که تصویرگرِ احساسِ گناه است و دن کیشوت که تجلیِ انسانی غرق در توهمات انگاشته می‌شود.

لینکِ متنِ کاملِ مقاله در وب‌سایت:

📎 The Case Against the Trauma Plot


■ Telegram ■ instagram
  • ❤ 7
  • 👍 7
More from @babelbookreview
  1. Dec 14, 2025‍ کارگاه رمان‌خوانی کتابخانهٔ بابِل برگزار می‌کند: نقد و تحلیل رمان مسخ اثر فرانتس کافکا.…
  2. Apr 20, 2025‍ ❑‌ ردّ خونین توجیه مواجهه موقعیتی روایت‌ساز است. مثل مواجهۀ گیل‌گمش با مرگ، مواجهۀ انسان…
  3. Mar 14, 2025دیدار و گفتگو با دکتر عبدالمجید احمدی | دربارهٔ داستایفسکی، روزگار و آثارش | | در پنجمین ک…
  4. Mar 8, 2025‍ دفتر پانزدهم بارو منتشر شد. اسفند ۱۴۰۳ ـــــــــــ دفتر پانزدهم «بارو» در هفدهم اسفندماه…
  5. Feb 6, 2025نامه‌ای که منجر به بازداشت داستایفسکی شد ـــــــــــــــــــــــ ترجمهٔ عبدالمجید احمدی در…
  6. Jan 28, 2025چرا جنایت و مکافات؟ | علی شاهی کارگاه رمان‌خوانی کتابخانهٔ بابل اینجا ببینید: https://yout…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →