TGViewer
از حکایت تا رمان از حکایت تا رمان @azhekayat · 35 subscribers
Post #60 41
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

شوقست در جدایی و جورست در نظر
هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم

روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست
بازآ که روی در قدمانت بگستریم

ما را سریست با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم

ما با توایم و با تو نه ایم اینت بلعجب
در حلقه ایم با تو و چون حلقه بر دریم

نه بوی مهر می شنویم از تو ای عجب
نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم

از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست دشمنست شکایت کجا بریم

ما خود نمی رویم دوان در قفای کس
آن می برد که ما به کمند وی اندریم

سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند
چندان فتاده اند که ما صید لاغریم


@azhekayat
More from @azhekayat
  1. Sep 26, 2026از حکایت تا رمان pinned «❌❌❌❌❌ به اطلاع دوستداران و همراهان عزیز میرساند کلاس از حکایت ...…
  2. Sep 25, 2026❌❌❌❌❌ به اطلاع دوستداران و همراهان عزیز میرساند کلاس از حکایت ... یکشنبه ۵ مهرماه تشکیل نخ…
  3. Sep 23, 2026دنیا خوش است و مال عزیز است و تن شریف لیکن رفیق بر همه چیزی مقدم است @FekreSabz
  4. Sep 22, 2026"آرزوهایی که حرام شدند" جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکند به لستر گفت: یه آرزو کن تا ب…
  5. Sep 20, 2026❤️عشق یعنی... در جلسه دوشنبه باشگاه کتابخوانی فکرسبز قراره درباره مفهوم عشق و دوست داشتن ب…
  6. Sep 20, 2026document post
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →