🔹 از کالچر تا اگریکالچر
✍ دکتر علیرضا آزاد
▪️از برکات ۲ سال اخراج از هیأت علمی دانشگاه آن بود که ناگزیر شدم راههای دیگری را برای امرار معاش، بیازمایم. از آن جمله، در رشته کارشناسیام، مهندسی کشاورزی شروع به فعالیت کردم و مدیریت شعبه یک شرکت دانشبنیان در حوزه خدمات پس از برداشت، در استان خراسان را بر عهده گرفتم و پس از بازگشت به دانشگاه نیز این کار را ادامه دادم.
▪️در این مدت، فناوریهای مدرن نگهداری بلندمدت سیب، انار، گلابی، موز و... در سردخانه و کانتینر را تاحدی توسعه دادیم و روی پروژههایی برای نگهداری پسته و زعفران و آجیل با روشهای ارگانیک مطالعه کردیم.
▪️تمرکز اصلی من در این مدت، روی سیبزمینی بود. از یک سال و نیم قبل، پروژه تست مهپاشی قارچکش انباری و بذرمال را شروع کردیم و اکنون به نتیجه رسیدیم و نشان دادیم که میتوانیم با فرمولاسیون بومی زداتان و زدازیل و... بدون افت عملکرد در مزرعه، بیش از ۹۰٪ قارچهای بذرزاد و خاکزاد و ضایعات فوزاریومی سیبزمینی را در دوره انبارداری کاهش دهیم. این یعنی فقط در استان خراسان رضوی، با گسترش این فناوری، از دورریز حدود ۲ هزار تُن سیبزمینی در سال جلوگیری خواهد شد. امروز سیبزمینیها برداشت شد و نتیجه یک سال و نیم تلاش، به لطف خدا در تست میدانی نتیجه عالی داد.
▪️بخش بزرگی از این موفقیت، مدیون همت ۳ گروه است:
۱. هیأت مدیره و تیم فنی خوب و همدل و کاردان شرکت که در تهران و کرج مستقر هستند و به خوبی از شعبه خراسان پشتیبانی کردند.
۲. کسانی که به من اعتماد کردند و بیش از ۲۰ تُن سیب زمینی بذری کلاس E را که قیمت آن معادل ۲ سال حقوق دانشگاهم بود، برای تست میدانی در اختیارم قرار دادند و امروز نتیجه آن اعتماد را میبینند.
۳. کسانی که با تنگنظری مرا از دانشگاه اخراج کردند و وادار شدم قدم در مسیر تولید اقتصادی بگذارم. از آنها نیز بسیار سپاسگزارم!
▪️برای انجام این کار، صدها ساعت وقت گذاشتم و دهها جلسه داشتم. و بارها در برف زمستان و گرمای تابستان به سردخانهها و مزارع شهرهای مختلف استان رفتم. گاهی ساعت ۴ صبح از خانه خارج میشدم تا ۶ صبح در جلگه رخ تربت حیدریه کنار کارگران در مزرعه باشم.
▪️قبلا رکورد برداشت گوجه در استان را زده و برنج دیم در ۷ شهر کشور در مساحت محدود کاشته بودم اما بیش از ۲۰ سال بود که بیل را کنار گذاشته و قلم در دست گرفته بودم و به هرمنوتیک و هوش مصنوعی و فلسفه اخلاق و تحلیل گفتمان و تفسیر قرآن و شرح حافظ و تدریس و سخنرانی و نوشتن کتاب و برگزاری کارگاه آموزشی و کار اندیشکدهای و فرهنگی مشغول بودم و اکنون نیز هستم.
▪️رجوع به مهندسی و مدیریت شرکت و معاشرت با کارگران و جلسات با تولیدکنندگان و رفت و آمد در اتاق بازرگانی، برای من که خودم را همواره در قالب دکتر و استاد و حجت الاسلام والمسلمین تعریف کرده بودم، تجربهای متفاوت، سخت، خاطرهانگیز و درسآموز بود.
▪️گاهی با خودم میگفتم: "علیرضا تو باید الان در کلاس و پشت تریبون و کنار لپتاپ باشی. وسط سردخانههای نمور و خاک و خاشاک مزرعه و بالای تراکتور و کنار الکتروفاگر چه میکنی؟!" و به خودم جواب میدادم: "مگر یوسف پیامبر چه کرد؟ از ته چاه و زندان درآمد و گندم مصر را حفظ کرد تا نان مردم را تأمین کند و با نان به آنها ایمان دهد. تو هم یوسفوار از چاه اخراج خارج شو و لااقل سیبزمینی را برای سفره مردم حفظ کن. شاید اینگونه، بیش از کلاس و کتاب، بتوانی ایمان مردم را نگه داری." به قول عطار نیشابوری: اسم اعظم الهی، نان است.
▪️تصاویر بالا، بخشی از مسیر عبور از کالچر (فرهنگ) به اگریکالچر (کشاورزی) در این مدت است.
@AzadName
Post #1876
1.23K
- ❤ 44
- 👏 16
- 👍 1