پشت ویترین پرزرقوبرق تئاتر، بدنه این هنر در حال فرسایش است
علی هاشمی، بازیگر تئاتر در گفتوگو با آوش:
حضور بازیگران سینما در تئاتر بهخودیخود اتفاق بدی نیست. مسئله این است که آیا این حضور به ارتقای کیفیت تئاتر کمک میکند یا صرفاً به ابزاری برای فروش بیشتر تبدیل میشود.
برای نمونه، در سال ۱۳۷۹، آرش رفیعی نمایش «رومئو و ژولیت» را در تالار وحدت روی صحنه برد که محمدرضا فروتن در آن حضور داشت، اما در کنار او بازیگرانی مانند سیامک صفری، حسن معجونی، هدایت هاشمی، مریم سعادت و ستاره اسکندری نیز ایفای نقش میکردند. حضور یک بازیگر سینما در چنین ترکیبی، بهمعنای کنارگذاشتن هویت تئاتری اثر نبود؛ بلکه بازیگران تئاتر نیز در شکلگیری و کیفیت آن نقش داشتند.
فروش بالا بهتنهایی معیار مناسبی برای سنجش وضعیت تئاتر نیست. ممکن است نمایشی بلیتهای گرانقیمت بفروشد و سالن را پر کند، اما این اتفاق لزوماً به معنای گسترش مخاطبان تئاتر یا تقویت بدنه حرفهای آن نیست.
وقتی بلیت یک نمایش چند میلیون تومان قیمت دارد، بخش بزرگی از جامعه عملاً از امکان تماشای آن محروم میشود. در چنین شرایطی، تئاتر بهجای آنکه هنری عمومی و در دسترس باشد، به کالایی گرانقیمت تبدیل میشود که تنها گروه محدودی توان خرید آن را دارند.
تئاتر هنری زنده است و مستقیماً با جامعه ارتباط برقرار میکند. بازیگر و تماشاگر در یک زمان و مکان مشترک قرار میگیرند و مسائل اجتماعی میتوانند بدون واسطه روی صحنه مطرح شوند. همین ویژگی، تئاتر را به هنری اثرگذار تبدیل میکند؛ اما در عین حال، باعث میشود سیاستگذاران از ظرفیت انتقادی آن فاصله بگیرند.
وقتی افرادی که سابقه و فعالیت مشخصی در تئاتر ندارند، وارد این حوزه میشوند و سرمایهگذاریهای بزرگی انجام میدهند، باید پرسید انگیزه آنها چیست. آیا هدفشان صرفاً تولید اثر هنری و کمک به تئاتر است یا مناسبات دیگری نیز در این میان نقش دارد؟
امکان تولید در تئاتر برای همه یکسان نیست. دسترسی به سالنهای بزرگ، منابع مالی، امکانات اجرایی و قراردادهای مناسب، شرایطی نیست که همه گروهها به یک اندازه از آن برخوردار باشند. برخی گروهها میتوانند پروژههای بزرگ را روی صحنه ببرند، اما بسیاری از هنرمندان برای تأمین حداقل امکانات تولید با مشکل مواجهاند.
ادامه مطلب:
https://avash.ir/n/X2p
◽️ @Avash_media ◽️ avash.ir ◽️