یه رفیق میلیاردر دارم موقع نهار تو دفترش بودم دیدم رفت یه پنیر و دوتا گوجه آورد با نون مونده بخوره، بهش گفتم د آخه بدبخت میخوای این همه پولو کجا ببری دوتا داماد داری فردا که بمیری میان میخورن و میبرن تهشم میگن ریدم تو قبرش، یکم فکر کرد بعد زنگ زد دو پرس شیشلیک آوردن برامون
*well written*
@AUTtweet
Post #72762
310
- 🤣 21
- 👍 2