در جلسه سوالات زیر مطرح شد:
۱) تفاوت عشق و دوستداشتن در چیست؟
۲) اولویت ما برای دوستداشتن دیگران چیست؟ احساس یا خصوصیات؟
۳) آیا پایان این کتاب برای راوی تلخ بود یا یک تجربه ارزشمند؟؟
۴) آیا وابستگی به دو نفر برای یک انسان ممکن است؟ از چه ابعادی؟
۵) یک فرد عاشق، معشوق را برای خود آن شخص میخواهد یا برای خودش؟؟
هر یک از دوستان سوالاتشان را پرسیدند و نظرشان را گفتند و ۱۳۰ دقیقه به تبادل نظرات پرداخته شد.
جملات زیر نیز مطرح شد:
- پس از شکست عاطفی عدهای دچار خودسرزنشگری میشوند، این داستان به ما میآموزد که عشق منطقی نیست و به استانداردها و شایستگیها بستگی ندارد.
- باید مشخص باشد که دونفر از یک رابطه چه میخواهند.
- رابطه در دو حالت شکل میگیرد، رفع تنهایی بخاطر ارتباط ضعیف یا دوست داشتن واقعی کسی، بهتر است طرفین در یک رابطه، هر دو در یک حالت باشند.
- ارتباط نزدیکی بین عشق و جنون وجود دارد خصوصا وقتی که در ذهن یکی از طرفین فانتزیهایی بوجود میآید.
- عشق چند نوع میتواند باشد، عشق رمانتیک، عشق ظاهری، عشق به حیوانات و ...
- مبنایی وجود دارد بنام شک و تردید نسبت به جهان بیرون و درون، تقابل بقا و واقعیت
- یک آدم ممکن است عاشق درد و رنج های طرف مقابلش بشود.
- یک آدم ممکن است عاشق افکار خوش شود نه آنچه که واقعیت است.
- در رابطه باید روراست بود و حد و حدود مشخصی را تعیین کرد.
- ممکن است پایان تمام تجارب ما در زندگی شیرین نباشد و گاهی با تلخکامی همراه است. مهم آن درسی است که از آن آموختهایم.
راوی پس از این تجربه از تصورات ذهنی خارج شد و تفکرات او کاملا تغییر پیدا کرد.
- همهچیز در دنیا هزینه و فایده است که به دیدگاه افراد بستگی دارد، ممکن است یک شخص یک ثانیه خوشی را سود و دیگری ضرر ببیند.
- خاطرات چه شیرین چه تلخ مایه عذاب هستند.
در ادامه کتابهایی همچون "دژخیم عشق اثر آروین د یالوم" نیز معرفی شدند.
به امید دیدارتون در جلسات آینده🌸
Post #636
877
Forwarded from Amirhossein Akherati
- ❤ 4