هنوز در دانشگاه امام حسین (ع) بودیم. در یکی از زیر پروژههای پروژه اصلی را که من مجریاش بودم با عباسی کار میکردیم. پروژه از نظر علمی به بنبست رسیده بود. یک روز عباسی خوشحال آمد گفت:«آقا مشکل پروژه حل شد.»
- چه طور؟
- یکی را پیدا کردم کارش عالیه!
- کیه؟
- دانشجوی امیرکبیره
جلسه گذاشت با شهریاری آشنا شدم، ایشان با پروژه آشنا شد و به پروژه ورود کرد، مشکل را حل کرد و به نتیجه رسیدیم. اگر بخواهم در یک کلمه حسم را در مورد شهریاری بگویم؛
«عارف بود.»
دکتر م.عین
📖بخشی از کتاب «تویی که نشناختمت»
🆔گروه علمی فرهنگی نور
⚛بسیج دانشجویی دانشکده فیزیک و مهندسی انرژی دانشگاه صنعتی امیرکبیر