راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
آن جا جز آن که سر بسپارند چاره نیست
دعوت گرفته یار و نوشته من الغریب
وقت سفر رسیده، ببین حری یا حبیب؟
مردی هنوز چشم به راه جواب ماست
یک کربلا مقابل هر انتخاب ماست
هر جا دو راهی است،هر آیینه کربلاست
خود را ببین دوباره که آیینه کربلاست
تصمیم حر در اول هنگامه روشن است
تکلیف کربلا و امان نامه روشن است
از لطف اوست هر که به جایی رسیده است
«خیلی حسین،زحمت ما را کشیده است
در خودم گم شده ام آه بگو راه کجاست؟
خسته ام از شب پر ابر،بگو ماه کجاست؟
در پی دوست به کوی دگران می گردیم
یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم
ای خوش آنها که دمی لایق دیدار شدند
که به خال لبت ای دوست گرفتار شدند
دل پر زخم زمین، گفته کسی می آید
زده فریاد که فریاد رسی می آید
ساقی از عهد و قراری ازلی برگشته
پسر فاطمه، با تیغ علی برگشته
می رسد منتقم خون خدا بسم الله
هر که دارد هوس کرببلا بسم الله
بعد قدقامت مهدی،چه نمازی بشود
دل و دلدار، عجب راز و نیازی بشود
در چای روضه، عکس رخ یار دیده ایم
در اربعین طلیعه ی دیدار دیده ایم
ای کشته ی فتاده به هامون،حسین ما
ای صید دست و پا زده در خون،حسین ما
@atomicphysicsss
Post #11692
356