(اصل علّيّت) چنين بيان میشود:
« هر ممكن الوجودی، علّتی دارد».
برخی ها از (اصل علّيّت)، برداشتهای انحرافی دارند كه همين برداشتها، موجب شده كه دچار گزافه گويی هايی بشوند.
ذيلاً به برداشتهای غلط از اين اصل نيز می پردازيم، تا در ادامه ی مباحث، ذهنمان از گرفتار شدن در اين دامها، در امان ماند.
ـ برخی عوام، (اصل علّيّت) را چنين بيان نموده اند:
« هر موجودی، علّتی دارد».
اينها بعد از اين توهّم كودكانه، با حالتی فيلسوفانه، در حالی كه خداباوران را مسخره می كنند، می گويند:
پس خودِ خدا هم، علّتی دارد، در غير اين صورت، (قانون علّيّت)، از كلّيّت می اُفتد.
ـ برخی ديگر از عوام، گفته اند:
« هر معلولی، علّتی دارد».
اينها نيز يقيناً به معنی واقعی كلمه عاقل نيستند؛ و الّا می فهميدند كه اين جمله، (مصادره به مطلوب) می باشد. (معلول) يعنی (آنچه كه علّت دارد)، پس معنی اين جمله چنين است:
« هر آنچه كه علّت دارد، علّت دارد».
جالب اينجاست كه برخی مثلاً علما، بر اساس همين قضيّه ی توهّمی، برهانی به نام (برهان علّيّت) نيز ساخته اند.
ـ برخی ديگر گفته اند:
« هر حادثی، علّتی دارد».
اين جمله فی حدّ نفسه، درست می باشد؛ ولی (اصل علّيّت) نيست، بلكه از محصولات و لازمه های آن می باشد. چون (هر حادثی، ممكن الوجود است) و (هر ممكن الوجودی، علّتی دارد).
((نتيجه اينكه)):
« پس هر حادثی، علّتی دارد».
Post #934
117