عینبت خالق و مخلوق
گروهی از مخالفین عرفان پنداشتهاند که عرفا همه چیز را خدا دانسته و به خدای واحد أحد که خالق عالم است اعتقاد ندارند. ریشه این توهّم این است که شنیدهاند عرفا دم از عینیت خالق و مخلوق میزنند در حالیکه عینیت در کلام ایشان معنائی خاص دارد. این نوشتار کوتاه تبیینی آسان از معنای عینیت در کلام عرفا است.
اوّلین مسألهاى که براى فهم این عبارات لازم است، دانستن نگاه اهل عرفان به نحوه ارتباط مخلوقات با خداوند متعال است.
تصوّر عمومى مسلمانان این است که خداوند متعال موجودى است جدا از مخلوقات خود که در گوشهاى از عالم هستى جاى گرفته و از آن نقطه به خلق و تدبیر و ربوبیّت عالم هستى مشغول است و به همه جا إحاطه علمى دارد.
عموم مردم خود و سائر مخلوقات را مستقلّ از حضرت حقّ متعال مىپندارند و تلاش مىکنند به نحوى ربط خود و سائر موجودات را با خداوند بیابند و وجود خداوند را إحساس کنند و به همین جهت نیز معمولاً از مکان خداوند سؤال مىنمایند .
ولى حقیقت امر این است که این نگرش برخاسته از قصور و نقص إدراک ماست. قرآن مجید سرتاسر عالم هستى را آیه و نشانه پروردگار مىشمارد و در سراسر آیات مبارکات خود هر گونه استقلالى را از هر موجودى نفى مىکند. و مؤمنین واقعى و پیروان حقیقى مکتب توحیدى اسلام نیز با دیده راست بین قلب خود، همین حقیقت را مشاهده مىنمایند.
برخلاف ما که خود را داراى علم و حیات و قدرت و عزّت و مُلک و مِلکى براى خود مىبینیم، خداوند متعال در قرآن کریم هر صفت کمالى را در خود منحصر مىنماید و علم و حیات و قدرت و دیگر صفات را به خود اختصاص مىدهد. نداى «إنّهُ هو العلیم الحکیم»
و «هو الحىّ»
و «إنّ العزّة للّهِ جمیعًا»
و «أنّ القوّة للّه جمیعًا»
و «للّه ما فى السّموات و الأرض» و «ألا إنّ للّه من فى السّموات و من فى الأرض»
و «للّه مُلک السّموات و الأرض» از سوى خداوند واحد قهّار همیشه بلند است و جائى براى دم زدن از استقلال هیچ موجودى باقى نمىگذارد .
از دیده دوبین و أحوَل ساکنان عالم کثرت، ما و دیگر مخلوقات وجودى در کنار خدا مىباشیم و با هم عالم هستى و وجود را پر کردهایم. بارها مىپرسیم خداوند کجاست؟ کدام بخش از عالم را پر نموده است؟ و چگونه به همه جا إحاطه و سیطره دارد؟
خود را غیر و مباین و بریده از او مىبینیم و نسبت خالق و مخلوق را دو موجود جدا که یکى قوى و دیگرى ضعیف و یکى غالب و قاهر و دیگرى مغلوب و مقهور و یکى رازق و محیط و دیگرى مرزوق و محاط است، مىدانیم .ولى بر اساس منطق توحیدى اسلام خداوند متعال در همه جا و در همه چیز و با همه چیز و در تمام ذرّات وجود حقیقه هست به طورى که به جاى اینکه بگوئیم خداوند کجاى عالم است باید با نوعى مسامحه گفت عالم کجاى خداست ؟
وجود مقدّس او و اسماء و صفاتش أرکان وجود هر چیزى را پر کرده است و در هر جا هر کمالى که مىبینیم کمالات اوست و از اوست و با اوست و به سوى اوست. نسبت مخلوقات با خداوند متعال نسبت دو موجود جدا نیست؛ بلکه نسبت مطلق و مقیّد وجودى است. خداوند «غیر کلّ شىء» است ولى «لا بمزایله» و «لا بمباینه» . مباینت عزلى و بریدگى وجودى با مخلوقات ندارد. بلکه
«مع کلّ شىء» است ولى «لا بمقارنه» و «لا بالممازجه» این طور نیست که کسى کمالى و وجودى جدا و مستقلّ داشته باشد ؛ بلکه وجود و کمال خود اوست که در همه جا و با همه چیز است.
اگر بخواهیم مثالى براى این حقیقت بزنیم بهترین مثال، نفس خود انسان است که معرفت آن به بیان حضرت رسول راه معرفت خداست .
Post #6830
282