شفا بودن قرآن در آیات متعددى مطرح شده است، بخشى از آیات چنین است
«وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَاراً؛
و از قرآن آنچه شفا و رحمت است براى مؤمنان، نازل مىکنیم؛ و ستمگران را جز خسران (و زیان) نمىافزاید.(اسراء/۸۲)؛
و یا آیه «یَا أیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْکُم مَوْعِظَهٌ مِن رَبِّکُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِى الصُّدُورِ وَهُدىً وَرَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ؛
اى مردم! اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمده است؛ و درمانى براى آنچه در سینههاست؛ (درمانى براى دلهاى شما؛) و هدایت و رحمتى است براى مؤمنان».(یونس/۵۷)
همیشه برای مسلمانان این سؤال مطرح بوده است که منظور از شفا بودن قرآن کریم چیست؟ اگر قرآن کریم شفادهنده است چگونه شفا میدهد و علت اینکه این همه بیماری جسمی وجود دارد چیست؟ پس بیماریهای جسمی چگونه شفا مییابند. با بررسی آیات متقن قرآن کریم درباره شفا بودن به نتایج جالبی دست مییابیم که میتواند گرهگشای بسیاری از ابهامات ذهنی درباره قرآن باشیم.
واژه شفا به چه معناست؟
واژه «شفاء» به معناى صحت و سلامت است و در مقابل آن بیمارى، عیب و نقص مىآید. با بررسى ابعاد مختلف انسان در مىیابیم که هر فردى دو بعد جسمى و روحى دارد و هر کدام ممکن است در معرض بیمارى قرار بگیرند و بیمارى در هر بُعد موجب اختلال در کارایى ابعاد دیگر انسان شود، لذا مىتوان بیمارىها را به سه نوع اعتقادى؛ روحى- روانى و جسمى تقسیم کرد.
قرآن و درمان بیماریهاى اعتقادى
نزول قرآن در مرحله اوّل براى درمان بیماریهاى اعتقادى مردم بود تا آنها را از شرک و کفر و تاریکى به توحید و اسلام و روشنایى ببرد. قرآن در آیات متعددى هدفش را خروج بشر از ظلمت جهل به نور دانش، از کفر به نور ایمان، از ظلمات ستمگرى به نور عدالت، از فساد به صلاح، و از گناه به نور تقوى و بطور خلاصه به یک جهان بینی توحیدی معرفى مىکند؛ سوره ابراهیم، آیات ۵ و ۱؛ سوره مائده، آیات ۱۵ و ۱۴
امراض اعتقادى و قلبى از امراض جسم شدیدترند، لذا قرآن شفاء و رحمت است یعنى براى امراض اعتقادى مانند کفر، غفلت ، جهالت ،نفاق و شرک درمان است و در نفوذ شناخت، توحید در قلب رحمت است.
قرآن و درمان بیماریهاى روحى
براى رعایت اختصار به دو بخش از این بیماریها مىپردازیم. بیماریهاى روحى و اخلاقى، شباهت زیادى به بیماریهاى جسمى دارند؛ هر دو کشندهاند و نیاز به درمان و پرهیز دارند. قرآن نسخه حیات بخشى است براى آنان که مىخواهند با کبر، غرور، حسد و نفاق به مبارزه برخیزند. همچنین براى برطرف کردن ضعف و ترس، اختلاف و پراکندگی و وابستگى کامل به مادیات و شهوت، شفا بخش است.
حضرت على(ع) درباره شفابخش بودن قرآن مىفرماید: «از این کتاب بزرگ آسمانى براى بیماریهاى خود شفا بخواهید و براى حل مشکلاتتان از آن یارى بخواهید، زیرا در این کتاب درمان بزرگترین دردها است».
بهترین دلیل براى اثبات شفابخشى قرآن براى بیماریهاى اخلاقى مقایسه وضع عرب جاهلى با تربیتشدگان مکتب پیامبر(ص) در آغاز اسلام است. چگونه آن قوم جاهل که انواع بیمارىهاى اجتماعى و اخلاقى سر تا پاى وجودشان را فرا گرفته بود، با استفاده از این نسخه شفابخش درمان یافتند چنان قوى شدند که هیچ نیرویى نمىتوانست در برابرشان ایستادگى کند.
برخی از دستاورهای علمی روانشناسان از اثر قرآن بر روان انسان
برخى از روانشناسان با تحقیق در آیات قرآن دریافتهاند که قرآن تأثیرزیادى بر روان انسان مىگذارد. آنان شفابخشى قرآن را با علوم تجربى مقایسه کردهاند و نتایج حاصل از آن را با عنوان تأثیر قرائت قرآن بر بهداشت روانى انسان منتشر کردهاند.
آرى! دستورها و توصیههاى قرآن، اثر بسزایى در بهداشت روانى، فردى و اجتماعى دارد. تا جایى که مىتوان گفت عمل به توصیههاى قرآن، بالاترین و بهترین نسخه بهداشت روانى است. براى نمونه به برخى از آیات و اثر آنها اشاره مىکنیم:
مداومت بر قرائت قرآن، نقش مؤثرى در رویارویى با اضطراب دارد. فهم قرآن نیز در مقابله با اضطراب مؤثر است.
نتیجه تحقیقى که از ۶۰ دختر به دست آمد، نشان داد رویارویى میزان اضطراب و گرایش به افسردگى در گروهى که طى ۶ ماه روزانه حداقل نیم ساعت به قرائت قرآن مىپرداختند، به طور چشمگیرى کمتر از دیگران است.
دمیدن روح امید، و دورى از یأس و اثر آن در کاهش افسردگى. (سوره ى یوسف، آیه ۸۷.)
دعوت قرآن به صبر و اثر آن در کاهش فشارهاى روانى. (سوره بقره، آیات ۱۵۳ و ۱۵۵ و سوره آل عمران، آیه ۲۰۰.)
دعوت قرآن به توکل به خدا و نقش آن در آرامش انسان.(سوره احزاب، آیه ۳ و سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.)
یاد خدا و آرامش دل. (سوره اسراء، آیه ۲۴ و سوره بقره، آیه ۸۳.)
ممنوع بودن خودکشى در دین (سوره نور، آیه ۳۱ و سوره احزاب، آیه ۵۹.) و پایین آمدن آمار
Post #3254
186