بخش 1: نفس چيست؟
ملاصدرا تعريف ارسطو را دربارة نفس، پذيرفت كه ميگويد نفس كمال اول براي جسم و تن است براي آنكه او را به انجام و فعليت دادن به امكانات و قوتهايش توانا سازد: «كمال أوّل لجسم طبيعي آلي» يا «كمال اول است براي جسم طبيعي آلي از جهت افعال بالقوهاش».
نفس جوهري است مجرد و بسيط الذات و نابود ناشدني كه از سنخ ماده و ماديات نيست. به بدن حيات ميبخشد تا بتواند از آن همچون ابزاري براي كارهايش (كه يا از نوع ادراكات است يا افعال عضلاني و بدني) بهره بگيرد.
نفس مجرد اگرچه در مادة تن نيست و تن ظرف آن نميباشد ولي همراه تن و بسته و اسير مادة بدن است. از اينرو ملاصدرا آن را داراي دو جنبه ميداند كه از جهت ذات خود، مجرد و از سنخ مفارقات است و از جهت فعل و رفتار، جسماني است و از جسم جدايي ندارد؛ زيرا بنظر وي مانعي ندارد كه يك چيز داراي دو جنبه مخالف بوده از جهتي مفارق و غيرمادي و از جهتي با ماده همراه باشد. نفس انساني برخلاف نفوس ديگر ملكوتي و آسماني، در اصل خلقت خود زميني است و محتاج و پايبند ماده است.
ملاصدرا برخلاف فلاسفة ديگر، نفس انسان را ايستا و داراي فقط يك درجه از وجود نميداند كه بيحركت و غيرقابل تغيير باشد بلكه آنرا داراي رشد و حركتي در جوهر و ذات خود ميداند كه روز بروز كاملتر ميشود. برويهم براي نفس در نظرية ملاصدرا ميتوان سه مرحلة كلي نام برد:
1. نفس پيش از طبيعت.
2. نفس همراه با ماده و طبيعت.
3. نفس پس از ترك ماده و طبيعت.
Post #3168
61