فصل ششم: مكتبهاي عرفاني (امام خمینی، علامه طباطبايي، آیت الله بهجت)
براي پيمودن راه سير و سلوك بهسوي خدا، بايد دريافت عالمان وارسته و عارفان ولايتمدار، چه روشي را طي ميكردند؟ در حقيقت، بايد در اين راه از آنان كه آيين عاشقي آموختند و عشق به دنيا را با همه جاذبههاي فريباي آن، از دل و جان خويش بيرون راندند و طعم تسبيح حق را چشيدند و از خوان الهي بهره بردند، پيروي كرد.
بايد همان فرزانگاني را الگو و راهبر قرار داد كه علم و عرفان، فقه و شريعت، معرفت و محبت و شريعت و طريقت و حقيقت را در خود جمع كردهاند. آنان كه از شريعت محمدي و طريقت علوي عليهم السلام بهسوي حقيقةالحقايق رهسپار شدند، نه مانند مدعيان كاذب و دروغين عرفان كه جز خوديت و دعوت به خود چيزي ندارند و نه چون عارفنمايان روزگار كه با شبهعرفانها، ميخواهند با حذف خدا و متافيزيك به آرامش برسند.
در اين بخش، سخن از عارفاني رباني است كه با سينهاي مالامال از عشق به خدا و دلي سرشار از ايمان به حق و شيدايي وصفناپذير به امير عاشقان و مؤمنان، علي عليه السلام و اقتدا به شريعت ناب محمدي ، آلالههاي دانش و شناخت چيدند و در دانش عرفانی به قله رسيدند. اينان نيكوترين الگو هستند و طريقتشان، راهگشا و تكيهگاه راهيان كوي حق است.
البته زندگي و سيره عملي و تربيتي اين بزرگان، مشي واحدي ندارد و سرّ آن اين است كه آنان بر اساس مراتب ايمان و درجات ايماني و حال افراد، دستورهايي ميدادند و بر راهكاري تأكيد ميكردند كه از مجموع آنها فقط ميتوان برخي را بيان كرد. آنچه در اين بخش آورده شد نيز به تأمل و دقت بيشتري نياز دارد. در اين بخش با ملاك اهميت، از چند شخصيت عرفاني نام ميبريم و به مكتب عرفاني و تربيتي آنها اشاره ميكنیم
Post #2710
71