معرفت وجدانى یا شهودی:
اين معرفت، از سنخِ يافتنِ درونى و وجدانى است نه ادراكِ عقلانى. سطح اين معرفت و مراتبِ اين معرفت به دلیل اینکه اسماء الهی بی نهایت اند، نامتناهى است و تا رؤيت و شهودِ مستقيم و بىواسطۀ خدا را شامل مىشود. دستيابى به اين معرفت، براى انسان ممكن است و محروميت از آن، خُسران بزرگى براى مؤمنان در دنيا است.
.شرايط و مقدمات رؤيت خداوند در دنيا
معرفت شهودى خداوند (رؤيت الله) به اختيار انسان رخ نمىدهد. اين معرفت، به معرفىِ خودِ خداوند تحقق مىيابد و اين او است كه طرح و نقشه این ملاقات را بواسطه صفات زیبای خودش در اختیار ما نهاده است و او خود را به ما مىنماياند. آنچه در اختيار ما است، برخى مقدماتى و تلاش های آگاهانه و عاشقانه است كه زمينه را براى اين ملاقات مهيا مىكند. ایمان و اعمال صالح و دعا و مناجات، توبه و انابه، نيت و درخواست عاجزانه و خالصانه، بندگى و اطاعت و عبادت خدا، دورى از گناهان، ترك تعلقاتى... كه خلاف رضاى خدا است،
حجابهاى دنيايى بر روى معرفت شهودى خداوند
معرفت شهودى، معرفتى بدون حجاب است. اما با ورود انسان به زندگىِ دنيا، انواد مىشوند، مانند انواع گناهان و غفلتهاى عمدى، دورى از بندگىِ خدا، دل بستن به آنچه خلاف رضاى خدا است و ...، كه البته قادريم با افعال اختيارى خود در چارچوب فرامين و قوانین خدا، اين حجابها را كنار زده و به معرفت شهودى نائل آييم.
معرفت شهودى و فطرى، اساسِ خدا شناسى در دنيا
ما از طريق آيات آفاقى و انفسى مىتوانيم به وجود خالق پى ببريم. نكتۀ مهم اين است كه اين آيات و به ويژه آيات انفسى، براى ما ايجاد معرفت نمىكنند، بلكه حجابها را از معرفت فطرى كنار مىزنند و ما را متذكر پروردگارى مىكنند كه در فطرت ما نهاده، خود را بى واسطه به ما معرفى كرده و نمايانده است. به همین خاطر پيامبران و عرفا و... با انواع راهنمايىهاى خود، مىكوشند حجابهايمان را كنار زده، ما را متذكرِ فطرت پاک الهی خود نمايند. از اين رو قرآن كريم پيامبران را «مُذكِّر» معرفى مىكند.
Post #2618
199