قوه خیال شأنی از شئون نفس آدمی است و رابطی است بین عالم جسم و عالم عقل. صورتهای خیالی برخی از احکام ماده را دارند و در عین حال از بعضی دیگر، پاک ومبرا می باشند، و به تعبیر فیلسوفان مسلمان، خیال دارای تحصیلات تجرد برزخی است: برزخ در لغت حائل و واسطه میان دو چیز است و عبارت است از واسطه طولی بین دو چیز که نه این است و نه آن، و از طرفی به نوعی شبیه هر یک از آن دو است: صورتهای خیالی از آن جهت که دارای شکل و اندازه اند، مانند جسم و ماده می باشند، اما از آن جهت که قوه و استعداد و وزن و حجم و مکان و زمان ندارند و از این اوصاف پاکند، از عالم جسم فاصله می گیرند. پس عالم خیال حد وسط بین دو عالم مادی و مجرد تام (حس و عقل) است.
قوه خیال را "دستگاه عکاسی نفس ناطقه" نیز نامیده اند چرا که عکس موجودات عالم ماده را می گیرد و آن ها را درک می نماید، و این ادراکات را به قوه عقل می سپارد. از طرفی دیگر، قوه خیال ادراکات قوه عقل را که کلی و انتزاعی می باشند، برای بیان و لمس بیشتر، از معنای محض به اشکال و صورتهای خاص تنزل می دهد. حال اگر خیال آلوده شد، در نقش واسطه گری خویش خیانت می ورزد، و فرد که می پندارد تفکر و عملش بر پایه ادراکات صحیح بوده است، در واقع بازیچه خیال خویش قرار گرفته است.
نيست وش باشد خيال اندر روان
تو جهانـــي بر خيالی بين، روان
بر خيالی صلحشان و جنگشان
و ز خيالی فخرشان و ننگشان
در بحث طهارت بیان می شود که پس از طی مراتب طهارت ظاهری، مراتب طهارت باطنی فرا می رسند که آغاز آن طهارت خیال است و از مهمترین مراتب است چرا که خیال آلوده راهزنی می نماید و آدمی را از سادگی و شفافیت به آلودگی هوای نفس می کشاند
از آنجا که خیال پاک، دریچه ورود و استقرار در عالم معنا می باشد، بسیار بزرگان، سالهای متمالی و با برنامه، اصرار جدی به تلاشها و ریاضتهای شرعی می داشتند چرا که مهار و انصراف خیال از پلیدی ها و فکرهای نامربوط کاری بس مشکل است
Post #2533
124